* یخچال تقریبا خالی شده بود، اول صب رفتم خرید و برگشتم! فوق العاده شلوغ و ازدحام جمعیت بالا بود، حتی یه چرخ دستی پیدا نمیشد!
دگ با کلی زحمت خریدا رو انجام دادم اما خیلی وقتا یکی پیدا میشه که میخواد خودشو بندازه جلو و زودتر برسه به صندوق برای حساب کردن! بیشتر اوقات اینجور آدما یا زنای گری گورین یا پیرمردای پُررو!! دگ امروزم به یه زن عصبی شدم و بهش تذکر دادم! حالا یکی میگه آقا ایراد نداره من زودتر انجام بدم؟ منم میگم بفرمایید اما یکی خودشو پرت بده جلوم مثه سگ میشم ...
* هوا فوق العاده آلودست! وحشتناک کثیف ...
احتمالا بزودی یه دستگاه تصفیه هوا سفارش بدم ...
* دیروز یچیزی سفارش دادم، احتمالا امروز پستش کنه! حساب کردم تو آبان خیلی خرج کردم! فقط هزینه های خودم از حقوق مادرم بیشتر شد!!
دگ همه چی گرونه، منم دلم به همین کارا خوشه! اینم نباشه عملا انگار مُردم ...
* علی دیشب میگفت تو این دو سال ۹۰۰ میلیون خرج دوست دخترش کرده!! ولی رابطه ایی که مبتنی بر پول باشه باید درشو گِل گرفت!
دگ بخوای اینجوری خرج کنی متوسط ماهی ۴۰ تومن، همه برات صف میکشن! تو هم عاشقی، هم پذیرایی میکنی، هم خدمات میدی و پول ماهانه!! دگ این رل نیست عملا یه خَر پیدا کرده که سوارش شده ...
یه بریز و بپاشی برای این عتیقه میکرده که انگار یارو ملکه ایی چیزیه! خب طبیعیه برات دور برمیداره!!
* فردا باید باکمو پُر کنم! نمیدونم اول برم دنبال پیرمرد یا اول بنزین بزنم!
فک کنم اول برم دنبالش و با هم بریم پمپ بنزین بهتر باشه، اون میخواد وقتش بگذره و خونه نباشه فقط ...