کوه

دیروز اون مَرد که پارسال چند بار باهاش پیاده روی رفتم بهم زنگ زد!

گفت میای پیاده روی!

گفتم من کوه میرم اگه میخوای شما هم بیا!

خلاصه ساعت ۲ ظهر به سمت کوه حرکت کردیم, تو مسیر اینقد حرفای تکراری زد که مخمو خورد! دقیقا همون حرفای پارسالشو تکرار میکرد! کلا تو کله پوکش انگار هیچ فعل و انفعالی رخ نمیده و تو یه نقطه ثابت مونده!

تو مسیر ۲ تا دختر بالاتر از ما حرکت میکردن, رفته با اونا گپ و گفت شروع کرده! یعنی اینقد چرت و پرت میگفت که آبرو برامون نذاشت! همون اول در مورد یبوست باهاشون حرف میزنه! بعدش میگه من چند سال فلان کشور بودم, چند سال بهمان کشور بودم! تو ترکیه فلان کسب و کار دارم! اینجا یه کسب و کار دیگه دارم! 

مرتیکه چلغوز من که میدونم تو خرج شکمتم به زور در میاری دیگه چرا الکی گنده میای! 

بیست دقیقه با دخترا حرف زد, آخرشم فراریشون داد و رفتن! 

تو مسیر اینقد غر زده و ناله کرده, مثه بچه های ۵ ساله به زور بالا میومد! عین لبو قرمز شده بود, حالا واسه من کُری میخوند که من از تو بهترم! حالا هر ۲۰ متر من ۵ دقیقه صبر میکردم تا بهم برسه! تو مسیر ده بار نشسته و استراحت کرده! با همه این اوصاف کل کل میکرد باهام!

آخرای مسیر برگشت کلی نق زده که من دیگه نمیام و زانوهام داغون میشه و از این حرفا! تا رسیدیم پایین سریع رفته یه آبمیوه و دو تا کیک خریده و خورده! رسما داشت میمرد!

تو جاده درختا خیلی خوشگل بودن!

عکس

آدرنالین

اوایل مهر رفته بودم کوه, مسیر هر روز و همیشگی ُ رفتم, خیلی خلوت و دلگیر بود ...

رسیدم به منطقه ایی که اکیپا اونجا کمپ میکنن, یه چشمه خیلی کوچولو و یه سکوی بزرگ داره که معمولا اونجا چادر میزنن, فک کنم دومین باری بود که میخواستم برم رو سکو بشینم و یکم استراحت کنم, برای رسیدن به سکو ۸ ۹ متر از مسیر مالرو باید بالا بری!

خلاصه بالا رفتم و نشستم, معمولا ۱۰ دقیقه استراحت میکنم و از همونجا برمیگردم (البته همیشه کنار چشمه استراحت میکردم)

همینجوری که نشسته بودم و با گوشیم ور میرفتم سه تا پسر سی و چند ساله روبروم رو سنگا نشسته بودن و تقریبا ۴۰ ۵۰ متر ازم فاصله داشتن ( اونا پایین سکو بودن)

بعد از چند دقیقه از اونجا حرکت کردن و به فاصله کمتری از من اومدن و کنار چشمه نشستن, تقریبا ۲۰ متر ازم فاصله داشتن!

این جابجایی و حرکتشون خیلی غیرعادی نبود و منم اهمیتی ندادم, بعد از چند لحظه سرمو بالا آوردم و در کمال تعجب دیدم که ۳تایی به من زُل زدن! اول فک کردم چیزی یا کسی پشت سرمه, پشتمو نگاه کردم اما چیزی نبود!

دوباره با گوشیم ور رفتم و سرمو بالا آوردم و دیدم ۳تایی همچنان به من زُل زدن! از سر و وضع و نگاهشون معلوم بود که دنبال دردسرن, تک و تنها و وسط ناکجا آباد به خیال خودشون منو میتونستن خفت کنن!

اونا دقیقا کنار مسیر مالرو نشسته بودن و اگه از سکو پایین میومدم باید از کنار اونا رد میشدم و احتمال اینکه بهم حمله میکردن خیلی زیاد بود! چون تنها مسیر برگشت فقط همون مسیر مالرو بود! عملا راهی برای فرار نداشتم مگه اینکه از همونجا به سمت بالای کوه میرفتم (تو دامنه کوه بودیم) مسیری بود که تا حالا نرفته بودم, خیلیم مسیر خطرناک و مرتفعی داشت اما دیده بودم چند نفر از اونجا بالا رفته بودن!

هر چی صبر کردم شاید کسی یا گروهی بیاد اما هیچ خبری نبود, هوا هم کم کم رو به تاریکی میرفت و احتمال اینکه کسی بیاد کم و کمتر میشد! 

تصمیم گرفتم برم بالا و اگه خواستن دنبالم بیان براشون سنگ پرت کنم, تنها مزیتی که داشتم این بود رو ارتفاع بودم و با سنگ میتونستم بزنمشون!

تقریبا ۲۰ دقیقه گذشت که یه نفر همراه سگش اومد! خوشحال شدم و از سکو اومدم پایین, حالا سگ طرف از این وحشیا بود که همینجوری میپرید سمتت! جایی برای رفتن نبود, صبر کردم اول اون شخص بره و منم پشت سرش رفتم ...

اون سه تا اوسکل نزدیک یه ربع دنبال شاخ و شونه کشیدن و زُل زدن و احتمالا نقشه کشیدن برای گیر انداختن من بودن!

خلاصه به خیر گذشت و از اونجا رفتم ...

باشگاه

بعد از ۲۵ ماه باشگاه رفتم! خیلی شلوغ بود, فقط من و یکی دو نفر دیگه ماسک زده بودیم!

کرونا به کنار هزینه باشگاه فوق العاده گرون شده, اصلا باورش سخته که بعد از ۲ سال اینقد مخارج سرسام آور شده باشه ...

خودم وسیله بخرم برام خیلی به صرفه تره, هم وسایل برام میمونه و هم در بلند مدت خرجش خیلی کمتره!

وراج

دیروز عصر تو یه جمعی گیر افتادم که اگه از اونجا فرار نمیکردم قشنگ تا ساعت ۱۰ ۱۱ شب اسیر میشدم! 

به فکرم رسید به نی نی پیام بدم که مثلا ۵ دقیقه دیگه بهم زنگ بزنه و منم بهونه بیارم که کار پیش اومده و باید برم!

حالا بحث های این آدمای وراج چی بود!

چیزی که صد تومن بوده الان شده یه میلیارد, چیزی که ۲۰۰ تومن بوده الان شده دو میلیارد و الی آخر!

خلاصه نی نی به دادم رسید و از اون مخمصه فرار کردم! 

درآمد

دیروز برای تعویض و تعمیر چند تا قطعه از ماشین حدود ۱۷۰۰ ۱۸۰۰ خرج کردم!

حدود یک تومن پول وسایل شد و ۷۲۰ تومن دستمزد!

یکیشون حدود ۲ ساعت و نیم کار کرد که ۶۰۰ گرفت و اون یکی در حد نیم ساعت کار کرد و ۱۲۰ گرفت ...

حالا باز برید دانشگاه و درس بخونید!

خاطرات

رفت و فقط خاطراتش موند!

فک کنم فقط ۴۰ ۵۰ تاش واسه اون باشه و بقیش واسه منه 😑

عکس

تنها

دختری که باهاش دوست بودم کات کرد!

البته هیچ وقت معتقد نیستم که دوست دخترم بود, شاید فقط یه دوست ساده و اجتماعی بود ...

بعد از یه جر و بحث ساده منو بلاک کرد, منم بلاکش کردم و خلاص!

باید اعتراف کنم بعد از فندق نتونستم یه رابطه درست درمون تجربه کنم!

سلام مجدد به تنهایی ...

یخ

همون رمز قبلی ...

ادامه نوشته

اسپرت

میخوام یکم ماشینمو اسپرت کنم, یه حساب سرانگشتی کردم تقریبا ۱۰ تومن میخواد! 

خرج اصلی برای رینگاشه که حداقل ۶ تومن میبره!

مهمونی

امروز دوستم اومد خونم, خیلی کوتاه موند ولی خوش گذشت!

از صب کلی نظافت کردم, کف خونه رو تی کشیدم, ظرف شستم و همه جا رو مرتب کردم! بعدش رفتم شیرینی, بستنی و میوه گرفتم! برای ناهارم پیتزا و سیب زمینی سفارش دادم!

اونم یه جعبه بزرگ شکلات برام آورده بود ...

خلاصه یه مهمونی کوتاه دو نفره ۵۰۰ تومن آب خورد! قابل توجه دوستانی که میگفتن قرار مدار خرجی نداره و این حرفا 😁