۸۴۷

* باید شیوه زندگیمو تغییر بدم! اینجوری دگ فایده نداره!!

* موهای سرم یکم نازک شده، چیکار کنم ک تقویت شه؟!

* امروز چون هوا سرد بود با ماشین رفتم کلینیک! کاش اینو جزعه لایف استایلم بذارم، نه اینکه همش با مترو و پیاده اینور اونور کنم!!

* از این دختره امشب خبری نشد!! همین الان که مشغول نوشتنم چِکش کردم!! مشغول چته!!! اوووووووهههههه!!!

چ فعاله لعنتی!!! :))))

خب خدا رو شکر ک خودش آتو رو دستم داد، دگ جوابشو نمیدم کلا!! احتمالا الان به یکی دگ میگه منو میگیری؟! با من ازدواج میکنی؟! :))

آخرین پیامش به من مال پنج ساعت پیش بوده، بعد الان داره چت میکنه!! اینم یجوری ک@خله!! خدا شفاش بده!! هول بازی با ترفند ازدواج که کار پسرا بود، دخترا چرا اینجوری شدن؟!

تو ماشین میگفت چرا بوس و بغل نمیدی، شبش داره با دیگران لاس میزنه!! البته معلوم بود اینم آدم نرمالی نیست!! شانس منو هر چی نکبته میاد سراغ من!!

خب اینم پَر ...

* از آوارگی عاطفی بدم میاد، من الان یه در ب در و آواره تو این زمینه هستم!! تو این سن دگ هیچکس برای خودت دوست نداره!

* زده به سَرم یه داروی هورمونی بخورم، منتها میترسم دَم و دستگامو از کار بندازه!! نمیدونم به ریسکش میارزه یا نه!!

* دختره تو کلینیک که ده روز پیش کلی لاس میزد، امروز چون سرشون شلوغ بود زیاد محل نداد!!! البته آخر داستان عامدانه یا اتفاقی ...

* دوباره نگاه کردم، آخرین آنلاینی دو ساعت پیش بوده!! ظاهرا خطای برنامه بود ک آنلاین نشونش میداد! اما خب به من ۵ ۶ ساعت پیش پیام داده!!

۸۴۶

* تو کلینیک خیلی معطل شدم و پوستم کنده شد!!

* صب باهاش تماس گرفتم (بعد از دو تا میس کالی ک افتاده بود) گفت کجایی؟

گفتم خونه! گفت من با دوستم بیرونم! توام میای؟!

گفتم کجا؟!

گفت فلان جا! ولی من ماشین نیاوردم و دوستم آورده! تو میتونی بیای دنبالم؟ :|

یکم فک کردم و گفتم باشه! میام!!

یه دوش گرفتم و خودمو مرتب کردم و رفتم!!

دگ ترافیک بود اما خودمو بهش رسوندم!! یجوری راحت سوار شد ک انگار ده ساله همو میشناسیم! دست داد! منم شُل باهاش دست دادم!!

خیلی خوشتیپ و خوش لباس بود واقعا، قدشم بلنده و پالتو و این چیزایی که تنش بود واقعا بهش میومد!! موهای مشکی بلندی که گوجه کرده بود، گوشواره طلایی رنگ بزرگ هم داشت ...

گفتم بریم فلانجا! اوکی داد و رفتیم!!

گفت یجا پارک کن ک حرف بزنیم!! زیادم شوخی دستی میکرد!! (زمونه عوض شده)

حرف زدیم! صدبار گفت منو میگیری؟؟!! :|||

از بوی عطرم هم خیلی تعریف کرد!!

حالا من معدم خالی بود و میترسیدم دهنم بوی بد بده!! قبلش مسواک زده بودم اما این نگرانیو داشتم چون ممکن بود هر لحظه بپره بغلم!! (ازش بعید نبود) دهنم کلا بسته بود و وقتی میخواستم حرف بزنم اونو نگاه نمیکردم ک نکنه آبروم بره!! (اینقد زنگ میزد که حتی یادم رفت یچیز کوچولو بخورم!)

دو ساعتی حرف زدیم و بعدش گفت بریم سمت خونه ما!! همش دستمالی میکرد لعنتی!! این آخریا دگ دو دستی لپامو گرفته بود!!

بعد ک دید من بی تفاوتم، گفت تو اهل بوس و بغلم نیستی؟! چرا اینجوری؟!

گفتم من آداب معاشرت رعایت میکنم!! وگرنه آدم سردی نیستم!! فک کنم میخواست تحریکم کنه تا یه دست بهش بزنم و از اونجا ببرتم محضر ک عقدش کنم :))

دگ تا در خونشون بردمش!! و دوباره دست داد و منم شُل جواب دادم!!

۸۴۵

تو کلینیکم، چقد شلوغه :|

هفته پیش ک اومدم هیچکس نبود!!

جا پارک راحت و خوب پیدا کردم اما بجاش اینجا معطل شدم!!

خوابم میاد ...

۸۴۴

* دیشب با این دختر شماره رد و بدل کردیم! وقتی بیدار شدم ازش میس کال و پیام داشتم!! :|

حال ندارم با جزئیات تعریف کنم!! اما امروز باهاش دیت رفتم!!!!!!! شاید بعدا تعریف کنم براتون!!

این یا خیلی زرنگ و بلده یا خیلی احساسی و سادست! از این دو حالت خارج نیست ...

ولی دختر باحالیه!!

* عصر باید برم کلینیک!!

* هیچی نخوردم، گرسنمه ...

۸۴۳

* تا خرخره غرق اعتیاد شدم! برام دعا کنید از این نکبت بیرون بیام بچه ها!! خیلی حالم بده!! دگ توان ادامه ندارم اما باز میرم سمتش!! اعتیاد به مواد و الکل و این چرت و پرتا نیست!! اعتیاد به یه برنامست ...

* امروز خیلی عجیب بود! یه دختره ازم خواستگاری کرد!! نه با پیام و چت و این حرفا! کاملا چشم تو چشم و از فاصله یک متری!!

تک فرزنده، شاغلم هست! دهه هشتادی! کلی زمین و ملک اطراف تهران دارن! قد بلند، بامزه و شوخ! باکلاس و خوش پوش!! ماشینم داره اونم گرون!! دانشجوی ارشد! خوشگل به اون معنا نیست اما چهرش متوسط رو به بالاست!! چشم ابرو مشکی!! خونشونم اون سمت خیابونمونه!! با یه نگاه التماس گونه هم حرفاشو زد!!

الان ک دارم مینویسم انگار همش خواب بود ولی واقعیت داشت متاسفانه!! اون فقط ازدواج میخواد، حرفشو واضح زد!! حالا نمیدونم چرا منو انتخاب کرده!! بهم گفت شما خیلی جنتلمن و مهربونید!! نمیدونم من معتاد شدم یا بقیه رد دادن!! میخواست دستمو بگیره ولی من رد کردم!! بهش گفتم یعنی اینقد خواستنیم؟! گفت آره!!

حالا چند نفر پیدا میشن ک بگن فیلم هندیه اما همش واقعی بود!!!!

شایدم کلکی تو کاره!! اما کی برای من نقشه میکشه؟!

من بگیر نیستم واقعا، اما اینجور مواردم زیاد پیش نمیاد!! ولی از اونا بود که دست بهش بزنی باید عقدش کنی!! آدم خطرناکیه!!

حالا اگه با علی مشورت کنم، میگه برو باهاش سرگرم باش و بعدا ولش کن!! ولی من میدونم اگه حتی بگم باید بیشتر بشناسمت همین فردا مامان باباشو میاره رو سَر من!! برای ازدواج واقعا گزینه خوبیه اما نه برای من ...

اما از حق نگذریم از هموناییه ک همیشه خوشم میومد ازشون!! ولی این خیلی تندروعه ...

خیلی خستم و حال تعریف کردن با جزئیاتو ندارم ...

* ولی چه وضعیت عجیبی شده بچه ها!! میخوام فردا یه ریسک بزرگ انجام بدم!! قبلش باید با یکی مشورت کنم، فک کنم به علی زنگ بزنم و ببینم اون چی میگه!! به شما نمیتونم بگم!!

۸۴۲

* پاهام یخ بستن! اتاقم سرده واقعا ...

* دقیقا فهمیدم ک علت چربی موهام چی بوده!! شیرکاکائو و هله هوله!! باور نمیشه این کوفتی اینقد ضرر داره!! همش قند (قند بد) و چربیه!! دگ لب نمیزنم بهش!!

۴ ۵ روزه ترک کردم، یه سَر سوزن چربی رو موهام نیومده!! تا قبل از ترک، سَرم کارخونه تولید روغن بود!! حتی دگ خارشم نداره!!

دو روز پیش موهامو شستم، همچنان تَر و تمیزه!! واقعا چرا زودتر این چیزا رو نفهمیدم در مورد خودم!!

البته اینم اتفاقی کشف کردم، اون دورانی که رژیم گرفتم به این حقیقت مهم پی بردم!! الان دگ کامل ثابت شده بهم!!

* ولی من چقد عاشق کایلا بودم که با همه بدرفتاریاش باهاش موندم! ۱۸ ماه ترکم کرد ولی باز پاش وایسادام ...

تعریف نمیکنم ولی واقعا دختر ریخته برام! حتی الان که سفید کردم اما فت و فراوونه! پشیمونم اون همه براش سوختم و ساختم، اونم بجای قدردانی فقط افسرده و غمگینم میکرد!!

حیف از عمری ک رفت، دوس داشتم تا همیشه مال خودم باشه و باهاش ازدواج کنم اما دگ تحمل همو نداریم! من واقعا نمیتونم سروش سابق باشم براش! بخواد ایراد بگیره سریع فحش میدم بهش!! دگ صبرم تموم شده متاسفانه، اخلاقای گند و رو مخشو عوض نمیکنه، منم دگ تغییر نمیکنم!

۸۴۱

* میخواستم جمعه برم اگزوزسازی اما امروز صب رفتم!

۴ تومن تو اگزوزش گیر کرده بود، کل منبع میانیشو عوض کرد، ولی واقعا تقصیر علی هم نبوده، کلا چند جاش تیکه پاره و پوسیده شده بود ...

شاید ضربه ایی ک علی زده باعث شد عیبش زودتر خودشو نشون بده ولی ربطی ب اون بنده خدا نداشت ...

الان خدا رو شکر هم گازخورش بهتر شده و هم مصرف سوختش کم میشه!! کلا یه حال اساسی بهش دادم دگ ...

نوش جونش!

* اینقد شیشه های ماشین خاک گرفته بود که یجا میخواستم دنده عقب بیام اصلا پشتو نمیدیدم!!! آفتاب هم زده بود توشو هیچی معلوم نبود!! خیلی وضعیت شخماتیکی بود واقعا!!

۸۴۰

* سومین روزیه که قند حذف کردم و حس بهتری دارم!

* عذاب وجدان دارم ک چرا مامانمو امروز پیاده روی بردم، یکم بهش سختگیری کردم و توپیدم! اما بعدش فهمیدم واقعا نمیتونه! اول فک میکردم تمارض میکنه ...

منم ک بدشو نمیخوام، دوس دارم تحرک داشته باشه ...

اعصابم خرابه از دست خودم، دگ توپیدن و بدرفتاری نداشت واقعا، اشتباه کردم ...

الان رفتم بوسش کردم، خودش یادش نیست ولی من یادمه که باهاش بدرفتاری کردم ...

* این روغنایی ک به ابرو میزنن واقعا تاثیر داره؟!

* دارم از بیخوابی هلاک میشم ...

۸۳۹

* چقد هوا سرده، در حد فریز شدن و کشنده ...

* یه محلول گرفتم برای تقویت ریش!! نمیدونم واقعا اثر داره یا نه!!

* ظهر مامانو بردم پارک، نمیدونم چی شده بود بهش، اصلا نمیتونست راه بره! یجایی دگ بغلش کردم که نیوفته! امروز پاهاش توان نداشت ...

تقصیر منم بود ک اون زمان بردمش، تو هوای سرد و بعد از اینکه بدنش خسته بود ...

عضلات ران و ساعد پاش خیلی ضعیفه همچنان، باید ببرمش فیزیوتراپی ولی دارم معطل میکنم ...

البته اینا پیشنهاد دکترشم هست و میگه بهش فشار نیار! اما خیلی کم توانه بدنش ...

از فردا تمرینات با وزنه رو براش شروع میکنم ...

هم دست و هم پا ...

همه چی براش خریدم ولی خودش استفاده نمیکنه باید اجبار روش باشه متاسفانه ...

* یعنی معلم زبان چ عشقی میکنه برای اون زنه!! لعنتی یکم خودتو نگه دار اینقد تابلو نباش :)))

سه جلسه دگ تمومه این ترم و الفرار ...

* سَر واشر شل شده، همش نشتی داره ...

* باید اعتراف کنم خیلی افسردم ...

* این خونمون لوستر نداره، یکساله میخوام براش بگیرم اما هنوز نگرفتم!! همت کنم بخرم و یکیو بیارم ک نصبشون کنه!! شبا ک میخوام آشپزی کنم واقعا نورش کمه!!

* خودم باور نمیشه به عشق کایلا یه عمر تنهایی و افسردگیو تحمل کردم!! اما اون بیمعرفت همیشه طلبکار بود!! همه چیو ازم گرفت حتی امیال غریزی ...

بارها تو وبم نوشتم که هیچی برام نمونده حتی غریزه اما الان سرنخشو تو سردی و خشکی اون پیدا کردم ...

۸۳۸

* ساعت هفت و نیم بیدار شدم، همه جا تاریک بود! بیرونو نگاه کردم و ترسیدم!! گفتم الانه که یه طوفان بزرگ بیاد و سیل همه جا رو ببره!!

داروی مامانو دادم و دوباره خوابیدم!! وقتی بیدار شدم نه تنها طوفان نشده بود بلکه آسمون آبی بود و حتی یه قطره بارون نباریده بود ...

* داروی مامانو براش خریدم و بهش دادم ...

* کایلا عشق آخرمه، هیچکسو جز اون نمیخوام البته خودشم با اون اخلاقای تند و دعواییش نمیخوام ...

* ظهر باید برم تره بار، مامانم میبرم که هم خرید کنم و هم اون یکم راه بره و تحرک داشته باشه!

* خالم شکلات برامون آورده!! سوغات دخترشه!! واقعا خسته نباشی دلاور!! من یه سفر کوچولو رفته بودم، چند تومن سوغاتی براشون برده بودم ...

حالا ایرادیم نداره، من توقعی از کسی ندارم ...

* خوابم میاد واقعا ...

* جمعه شاید ماشینو ببرم مکانیکی که اگزوزشو ببینن ...

۸۳۷

* بعضیا حتی کامنت ک میذارن ازشون معلومه چقد آدم حسابین! هم مودب و باشخصیتن و هم دلسوز و مهربون!

* از ترس چرب شدن مو و پوستم دگ نمیخوام هله هوله بخورم!! خیلی اثر مخربی داره لعنتی ...

دو روزه رفتم تو ترک ...

* خودمو معتاد کردم، آخرش این تنهایی شَر دستم داد!!

* دوس دارم بخوابم!! خیلی خستم ...

* علی میگفت اگزوز ماشینت صدا میده، ببر درستش کن! زدیش به جایی؟؟؟

مرتیکه یادش رفته خود شُل دستش زیر ماشینمو زد تو سرعتگیر!! حالا اگه من با ماشین اون همینکارو کرده بودم دگ آبرو برام نمیذاشت!!

یعنی وقتی کوبوندش انگار قلبم ترک خورد!!!

واقعا نمیدونم چرا کارای بقیه رو به روشون نمیارم! زیادی دل بزرگ و باگذشتی دارم خدایی ...

۸۳۶

* امروزم واقعا هدر رفت، همشم تقصیر علی بود ..‌.

یک و خورده ایی اومده خونمون تا ۶ اینجا بود!!

خواستم حموم برم و بعدش کلینیک اما گفتم ممکن سرما بخورم و نرفتم!! چون خیلی دیر شده بود ...

باید یه لوازم الکتریکی فروشی میرفتم ک اونم نرفتم ...

یه داروخونه باید میرفتم ک کلا یادم رفت! قرص مامانم تموم شده بود و امشب بهش ندادم ...

البته قرص ضدافسردگیش بود، دوز صبحشو خورده و حالا خیلی چیز اورژانسی نیست وگرنه الان میرفتم براش میخریدم!

باید زبان میخوندم ک اونم توانش از بین رفت ...

نمیدونم باورتون شه یا نه اما ساعت ۷ دوباره بهم زنگ زده!! میگه حرف بزن!! یک ساعتم با موبایل حرف زدیم!! مردک کاملا رد داده!! ۴ ۵ ساعت پیش هم بودیم دگ چرا زنگ میزنی دوباره ؟؟؟؟

آدم مزاحم اینجوری زندگیتو خراب میکنه ...

* دوباره خبر جنگ و این چیزا داغ شده، من ک واقعا توانشو ندارم!!!

* رابطه چند ساله رو مدتهاست ک از دست دادم، هنوزم عاشقشم اما دگ توان تحملشو ندارم! به غراش آلرژی دارم یعنی کافیه دهنشو باز کنه و نق بزنه تا بهش فحش بدم!! اونم دگ تحمل منو نداره!! تنها موندم اما راضیم چون حداقل نق نق نمیشنوم و رو مخم پتک نمیکوبه!!

۸۳۵

ناهار درست کردم، ۳ تایی خوردیم! الانم آقا علی خوابش برده!! مرد حسابی من کلی کار دارم امروز!! جمع کن برو دنبال زندگیت :))

البته خودمم خوابم گرفته ...

یه ساعته خوابیده!! باباااا پاشوووووووو بروووووووو ...

۸۳۴

* علی قرار بیاد بستشو بگیره! یعنی ما یه روزمون برای خودمون نیست!! خسته شدم از این وضعیت ...

خودم کلی کار دارم جز اون هم باید حموم برم و هم کلینیک، اینم قرار بیاد بشینه رو سَر من و کلی زمانمو هدر بده!! حالا وقتایی که بیکارم، سگ این طرفا نمیاد!

* این دخترایی ک قدیما ازشون عکس میخواستی و با فیلتر سگ و گربه و خرگوش عکس میدادن خیلی تباه بودن خدایی! اما از اونا بدتر اینایین که با فیلتر زیبایی و تغییر چهره عکس میفرستن!!! شُترم یکم دماغشو کوچیک کنی، فک و صورتشو زاویه بدی و چشماشو کشیده تر کنی و صد جور دستکاری ریز و درشت روش انجام بشه خیلی داف حقی میشه!!

۸۳۳

* رنگ قهوه ایی روشن خیلی تیره شد که!! دیشب روشن تر بود اما امروز صب زیاد ب دلم ننشست!!

کامل معلومه رنگی ک خورده حاصل دست یه آدم آماتور و کار نابلده! رنگامیزی شده از مناطق محروم ...

شایدم بهش عادت ندارم اما از سفید بهتره خدایی!!

* عصر باید برم کلینیک! امیدوارم دختره هول بازی در نیاره و کارشو بکنه!

* هوا خیلی خوبه، قرصای مامانو بدم بعدش میریم پارک!

* دگ حالم از همکلاسیام بهم میخوره، فقط منتظرم این ترم تموم شه و فرار کنم!! شاید کلا برم یه آموزشگاه دگ یا ساعت و روز کلاسمو تغییر بدم ...

۸۳۲

* بالاخره ریشمو رنگ کردم! البته با حجم کم و کوتاه مدت اینکارو کردم که ببینم چطور میشه ولی خیلی خوب شد! پس رنگ ریشم قهوه ایی روشنه ولی همیشه فک میکردم طلایی بوده!!

شبیه ۲۵ سالگیم شدم! چرا قبلا اینکارو نکردم واقعا؟!

همه راه ها رو رفتم که رنگش برگرده جز راحت ترین کار که خود رنگ کردن بود!! فک کن چند سال ذهنت درگیر یچیزی باشه اما ساده ترین کارو براش انجام ندی!!

* امشب یه سینی از دستم افتاد و شکست ...

* شام املت خوشمزه درست کردم ...

* شاید باورتون نشه اما اینا زمان مکامله با یه پسره که روز یکشنبه انجام شده!

عکس

عکس

تو راهه آموزشگاه نیم ساعت حرف زدیم، شبم ۲ ساعت و ربع!! اگه خدافظی نمیکردم احتمالا همچنان مشغول بودیم!! فقط چند کیلو سبزی کم داشتیم!! (البته اون)

۸۳۱

* صب مامانمو برده بودم پارک، از اونجا رفتیم نون بخریم اما خیلی شلوغ بود! از سوپری براش نون پروتئینی گرفتم و برگشتیم ...

شب ک از کلاس میومدم براش نون سنگک گرفتم چون خیلی دوست داره، بچه دلش میخواست ...

* برگشتنی یه رنگ برای ریشم گرفتم!! قهوه ایی روشنه!! البته رنگش خیلی مهم نیست و فقط نمیخوام سفید باشه، رنگ اصلی خودش طلایی بود ...

ظاهرا رنگش اکسیدان و این چیزا نمیخواد و آمادست، با فرچه تو جعبش میکشی رو ریش و بعد از ۵ دقیقه میشوریش!!

حالا خدا میدونه چی ازش قرار در بیاد ...

* برای مامان یه کلاه زمستونی منگوله دار خوشگل گرفتم، برای خودمم یه دستکش زمستونی نازک و بی انگشت خریدم!! (در حد یه بند انگشت نداره)

۸۳۰

* چند شب پیش با علی رفته بودیم گردش، این عکسم اونجا گرفتیم! به مناسبت کریسمس تزئین کرده بودن! حالا من عکس بی کله رو اینجا میذارم!!

عکس

* چهار و نیم باید برم کلاس ...

* برای مامان به عنوان ناهار شلغم آماده کردم، صبم بردمش پیاده روی!

* میخوام ریشمو رنگ کنم، Ash Brown پیشنهاد هوش مصنوعی بود!

۸۲۹

* تو درست کردن عدس پلو و این چیزا به درجه استاد تمامی رسیدم!

* امروز برای اولین بار لواشک خریدم، اون خواهرم ک دگ بینمون نیست عاشق این چیزا بود :(

* یه مدته معتاد یکاری شدم ک خیلی وقتمو میگیره، باید ترک کنم!!

* امروز رفتم پیش پیرمرد البته پیاده! داخل خونشونو دیدم، نمیدونم چجوری این همه پله رو بالا پایین میکنن! ولی ساختمونشون طراحی جالب و خاصی داشت! تا حالا همچین آپارتمانی ندیده بودم!

خانومش بعد از تزریق واکسن کرونا یه بیماری خود ایمنی گرفته و به واسطه اون تقریبا نابینا شده طفلک، ماشالله روپاست اما دیدش مشکل حاد داره ...

۸۲۸

یه ویس ۱۵ دقیقه ایی براتون گذاشتم ...

دانلود

۸۲۷

دیروز تو اورژانس که بودم، یه خانوم خیلی اتو کشیده اومد تو بخش!! بقیه کارکنای اونجا جلوش بلند شدن! اینم مثه ژنرالا بازدید میکرد و چند نفر بله قربان گویان دنبالش بودن! همش ایراد میگرفت و خیلی اخمو بود! ظاهر مرتب و خوشگلی داشت! فیسشم قشنگ بود!! از اینایی که با خط لباسش میتونی پنیر ببری!! جواب هیچکسو نمیداد! یه پرستیژ خاصی داشت!! حالا نمیدونم چه پست و مقامی داشت اما انگار همه کاره بیمارستان بود!!

به من که رسید یه نگاه به قد و بالا ک انداخت یه لبخند بامزه زد و رفت!!! (قدش نسبت به من یکم کوتاه بود) بعد از چند دقیقه خانوم ژنرال شده بود همراه من :)))))

میومد پیشم عین بره رام میشد! اصلا حالت چهرش عوض میشد، بنده خدا عاشق شده بود فک کنم!! (از من بزرگتر بود) ژنرال افتاده بود دنبال کارام، حتی برگه هامم اون میبرد که امضا کنن!!

خلاصه هیچکاری نکردم! نه شماره ایی ن چیزی!! اینا رو میپرونم بعد خودمو آواره روابط احمقانه میکنم!! حقمه هر بلایی سَرم بیاد دگ!! نمیدونم طرف باید چیکار کنه که آقا سروش بهش شماره بده!!

خودم استاد فرصت سوزی هستم، البته اینی که تعریف کردم فقط یکی از صدها موقعیت عالی بوده که پروندم!! گاو بودن خیلی چیز عجیبی نیست من دیروز یه نمونه تمام عیارش بودم!!

۸۲۶

زیاد نمیتونم بنویسم، فقط اینکه ظهر یه موتور زد بهم!

دقیقا روبروی تره بار، تا الان دکتر و بیمارستان بودم! دست چپم رفته تو گچ!! خوشبختانه جراحی و این چیزا نخواست! اما از آمبولی یکم میترسم، خودم باید آسپرین بخورم که خونم لخته نشه ...

شانس آوردم سَرم ب جایی نخورد وگرنه بی تک پسر شده بودین! البته من اینو از چشم یک نفر میبینم، از بس منو نفرین کرد تا به نتیجه رسید!!

در حد مرگ درد دارم، چند جای بدنم وحشتناک کبود و کوفته شده، نمیدونم تا کی خوب میشن ...

شانس آوردم فرمونش نرفت تو دَم و دستگام وگرنه الان وضعیت خیلی فجیع تر بود!! یجوری افتادم که کمترین آسیبو ببینم! (تو چند صدم ثانیه بهش فک کردم) اما تا اینجاشم داغون شدم دگ ...

۸۲۵

* این چند شب اینقد بد خوابیدم و خسته شدم که امروز تا لنگ ظهر خواب بودم!

* به پیرمرد قول داده بودم که جمعه ببرمش بیرون، با اینکه خیلی از کارام مونده بود ولی بهش زنگ زدم و گفتم آقای فلانی هوا خیلی آلودست اما اگه آماده ایی تا بریم یه دوری بزنیم!

بعد میگه بذاریم فردا ک منم یکم خرید کنم! (فک کردم میگه امروز میخوام خرید کنم) اما منظورش این بود فردا بیا منو ببر تره بار تا خرید کنم!! بهش میگم هر چی میخوای بگو خودم برات میخرم! میگه نه خودم باید باشم!!

باید بگم ماشینمو فروختم، به دوستمم میگم ک میخوام یه واحد تو پرند یا پردیس بخرم و پول کم داشتم! فقط اینجوری از ما بیرون میکشه، بدون ماشین دگ سراغ من نمیاد حتی برای احوالپرسی ...

دگ ادامه این وضعیت اصلا امکانپذیر نیست ...

خیلی آدم بی ادب و پُرروییه! انگار من نوکرشم احمق ...

۸۲۴

* یاد یه خاطره جالب و غمناک در مورد نوشابه افتادم ...

امشب مامانم گفت سروش نوشابه بگیر، هر چی بخواد براش میخرم اما مثلا ۵۰ سی سی نوشابه بهش میدم و نه بیشتر! دوس ندارم هوس کنه و نخوره ...

پارسال مامانم تو آی سی یو بستری بود، با زنداییم رفته بودیم که ببینیمش، از ۳ تا ۳:۳۰ تایم ملاقات بود ...

دگ اونجا باید گان تنت کنی و بری داخل، بعد از پنج دقیقه مامانم گفت سروش نوشابه برام بیار! اونم قوطی و پپسی!!!

رفتم بیرون و گانو گذاشتم تو کیفم، یعنی برهوت بود اونجا! بیمارستان خصوصی و بالاشهر بود اما تو بگو حتی یه دکه اونطرفا نبود!!

بدو بدو رفتم به یه سمتی ک خودمم نمیدونستم ب کجا میرسید! بالاخره یه سوپری پیدا کردم!!

سریع نوشابه با نی خریدم و برگشتم، فک کن تو بخش آی سی یو صدای باز شدن قوطی نوشابه بشنوی!! اگه دکتر اونجا بود قطعا منو دار میزد :))

خلاصه نی براش گذاشتم و خورد، همینکه عطشش خوابید یه آرامش خاصی گرفتم ...

* خیلی سال قبل با یکی اینترنتی آشنا شدم، نه اون عکس خواست و نه من! خونه هامون ۵ ۶ ایستگاه مترو فاصله داشت و البته از محله پایین تری بود! ( محلشون جالب نبود)

گفت از خروجی مثلا راست بیا بیرون، من اونجام!! دگ من رسیدم به خروجی و دیدم یه داف اونجا وایساده!! اینقد جذاب بود ک نگم براتون!! چه هیکلی، چه تیپی!!

یهو دیدم پیام اومد، اونی ک اونجا وایساده من نیستم!!!!!!! من بیرون و روبروی خروجیم!!!! منو با اون اشتباه نگیری!!!!!

چ ضد حال بدی بود خدایی!! بعد یهو خودشو دیدم، اصلا یچیز فاجعه ایی بود!! قد و هیکل ک نداشت، فیس نداشت! لباسای کهنه و قدیمی! شلخته و نامرتب!!

خدا شاهده ب گ... خوردن افتاده بودم، اصلا حالم بد شد از اینکه باهاش راه برم!! فک کن اگه ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ تا دختر وجود داشته باشه این نفر آخرشون بود طفلک ...

حتی نفر ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ هم نبود و دقیقا نفر ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ بود!!

بابا حالا قد و فیست دست خودت نبوده، یه لباس خوشگل تنت کن، یه مدل موی جذاب درست کن، یه ادکلن خوشبو بزن! یه آرایش جذاب بکن!!

دگ دو ساعتی یجا نشستیم و الفرار ...

البته اصلا بی احترامی نکردم یا به روش نیاوردم و اتفاقا خیلیم تحویلش گرفتم، اما ریسک بزرگی بود!! از فرداشم با بهونه و این چیزا دگ نرفتم سراغش، حتی شماره همو نداشتیم و همش یه آیدی تلگرام بود ...

* یچیزی بگم ک برگاتون بریزه، دیشب خواب دیدم که پیرمرد میگه تو وارث منی و اموالم بعد از مرگ مال توعه!! :)))

فردا احتمالا برم دنبالش و یکم بگردونمش ...

۸۲۳

* خیلی خسته و داغونم!!

* دنبال یه مکمل میگشتم، پیدا نکردم!! به خواهرم سپردم، پیادم داده ۵ تومن بزن کارتم!

میگم چرا؟! میگه یدونه مشابهشو پیدا کردم ۴۸۰۰!! گفتم چندتاست؟ میگه ۶۰ تا!

گفتم دمتگرم من از این پولا ندارم، ولش کن!

میگن مکمل خارجیه، به قیمت خون میکنن تو پاچت، بعد جعبه و بقیه چیزاش فارسی نویسی شده!

اگه خارجیه پس نوشته هاش چی میگه، اگه لایسنس دارن و اینجا تولید میکنن پس چرا اینقد گرون!! بعد دوزش روزی دوتاست و فقط یکماه میبرتت ...

در نهایت خودم یچیز دگ خریدم، ۱۲۰ تا شد ۲ تومن!!

* گرونی کمرشکن و وحشتناک بیداد میکنه! امشب از فروشگاه اینترنتی یکم خرید کردم، ماستی ک همیشه میخریدم ۸۵ تومن یهو شده ۱۳۵!! ۶۰درصد افزایش قیمت تو یه نوبت، شوخیشم ترسناکه ‌.‌‌‌..

باورم نمیشه این ماست های پُر از روغن و نمک شدن دبه ایی ۳۰۰ تومن!! کی اینا رو میخوره؟! انگار روغن سفیده!!

* امشب یچیزی تو خیابون شنیدم خیلی برام جالب بود!! من همیشه ملاکم برای قیمت گذاری اجناس، پیتزاست!! مثلا میخوام یچیزی بخرم، میگم فک کن ۳ تا پیتزا خوردی دگ!! اون چاقت میکنه ولی این چاقتم نمیکنه!!

امشب دو تا زن داشتن کلاه میخریدن، اون یکی گفت پول یه پیتزاست دگ، هیچی نیست!!

هر واحد پیتزا قیمتش تو ذهن من در حال حاضر ۶۰۰ تومنه!

۸۲۲

اگه دوباره از نو متولد شم، حتما باز کایلا رو انتخاب میکنم! قبول دارم سسخل بازی در میاره اما همین رفتاراشم دوس دارم، وحشی و رام نشدنی! غیرتی و خودخواه! لجباز و لوس! خوشگل و خوش اندام! جذاب و هار! فقط این عصبانیتاش به خودش آسیب میزنه و باید دنبال راه چاره باشه، لزوما راهشم خیلی پیچیده نیست!

عشقمون دو طرفست، نمیدونم برای من شدتش بیشتر یا اون! اون بچه بود ک عاشق من شد اما من یه آدم بالغ و باتجربه! من عشق اولش بودم و اون عشق آخرم! کایلا ۱۷ ۱۸ سال از من کوچیکتره البته اختلاف سنی کلا برای ما موضوعیتی نداره! و مشکلات ما هم ربطی ب این چیزا نداره! کایلا یه وحشیه که فقط سروش میتونه رامش کنه! خودشم میگه من همیشه خَرت میشم!

همین وحشی و هار بودنش باعث میشه بهش اعتماد داشته باشم چون میدونم هیچکس جز من نمیتونه قلادشو (قلبشو) دست بگیره! اونم همیشه به من اعتماد داشته، هرجا خواستم باهام اومده بدون اینکه یک ثانیه تردید کنه!

حسی که با کایلا تجربه کردمو نمیتونم با کس دیگه ایی داشته باشم! تصمیم ندارم خودمو با بقیه سرگرم کنم، ترجیح میدم تنها و به یادش باشم ...

اگه چند جلسه تراپی بره و رو رفتارای تندش کار کنه، مطمئنم هیچ مشکلی دگ بینمون وجود نداره ...

این تیکه رو به یاد کایلا اینجا میذارم ...

دانلود

۸۲۱

* رفتم تره بار، جز گلابی بقیه چیزا رو گرفتم! البته شلغم و لبو هم بهشون اضافه شد ...

پسته و مغزیجات هم مخصوص مامانم خریدم!

لیموشیرین ۱۵۰ تومن اونم تو تره بار!! پارسال ۴۰ تا ۵۰ تومن بود!!

واقعا تو هر کاری بکنی اصلا زورت ب تورم نمیرسه!! همه داراییتو بکن طلا ولی باز عقبی ...

* از فروشگاه بیرون اومدم، یکی گفت، بگو ببینم تو چرا باشگاه نمیای!؟

نگاه کردم و دیدم مربی باشگاهه! دگ روبوسی و احوالپرسی کردیم، گفتم اتفاقا برنامه دارم ک بیام ...

* چقد دخترای ایرانی شبیه همن!! به نظرم هیچکدومتون همچین ادعایی نکنین ک اگه من برم دگ شبیهمو پیدا نمیکنی!!

چ ظاهری و چه رفتاری هزار هزار از هر کدومتون وجود داره!!

۸۲۰

* باید برم تره بار/ گوجه، خیار، موز، سیب زمینی، لیموترش، کاهو و احتمالا کیوی و گلابی بخرم ...

* جذاب ترین چیز برای یه دختر داشتن استعداد تو باد کردن آدامس بادکنکی صورتیه! هر چی بزرگتر و گردتر بهتر!

* پیرمرده خیلی پرروعه خدایی، تو این هوای گند و اول صبحه روز کاری زنگ زده که بریم یه چرخ بزنیم!!

۸۱۹

* دوباره پاهام یخ زدن!!

* بیرونو نگاه میکنی انگار تو بزرخ گیر افتادی!!

* استاد این ترم زبانو اصلا دوس ندارم! خیلی آدم نچسب و از خودراضی تشریف داره!!

جلسه اول از تدریسش خوشم اومد اما دگ باهاش حال نکردم و رضایت ندارم ...

کلا زبانم افت کرده از وقتی این اومده!

* گرسنمه و هیچ چیز آماده ایی برای خوردن نداریم!!

* تنهایی خیلی حال میده واقعا!! من همه جور رابطه رو با آدمای مختلف تجربه کردم، تو هر رابطه ایی که زیادی محبت کردم و وا دادم، طرف هار شده!! تو اونایی که حد و مرز برای خودم گذاشتم، طرف رام بوده!

پس اول باید خودمو اصلاح کنم!!

۸۱۸

* کدومتون تو گفتینو آهنگ سنتی فرستاده بود دیروز؟

نمیدونم چرا ولی کلی با آهنگه خندیدم!! بامزه بود ..‌.

* پیرمرد دیشب زنگ زده بود ولی جواب ندادم، امروزم دوباره زنگ زد!! میگه کی بریم یه چرخ بزنیم؟! :|

* دلم خواب میخواد و خستم!! دیشب نگران مامانم بودم ک نکنه خواب ببینه، همینجوری بیدار موندم و دگ نمیدونم کی بیهوش شدم!!

* دخترخالم فردا میاد ایران، تا یه مدت از خالم خبری نمیشه دگ!!! البته ما ب دوتایی بودن عادت کردیم و چیز مهمی نیست برامون اما مامانم یکم ذهنش درگیر میشه!