* تو کلینیک خیلی معطل شدم و پوستم کنده شد!!

* صب باهاش تماس گرفتم (بعد از دو تا میس کالی ک افتاده بود) گفت کجایی؟

گفتم خونه! گفت من با دوستم بیرونم! توام میای؟!

گفتم کجا؟!

گفت فلان جا! ولی من ماشین نیاوردم و دوستم آورده! تو میتونی بیای دنبالم؟ :|

یکم فک کردم و گفتم باشه! میام!!

یه دوش گرفتم و خودمو مرتب کردم و رفتم!!

دگ ترافیک بود اما خودمو بهش رسوندم!! یجوری راحت سوار شد ک انگار ده ساله همو میشناسیم! دست داد! منم شُل باهاش دست دادم!!

خیلی خوشتیپ و خوش لباس بود واقعا، قدشم بلنده و پالتو و این چیزایی که تنش بود واقعا بهش میومد!! موهای مشکی بلندی که گوجه کرده بود، گوشواره طلایی رنگ بزرگ هم داشت ...

گفتم بریم فلانجا! اوکی داد و رفتیم!!

گفت یجا پارک کن ک حرف بزنیم!! زیادم شوخی دستی میکرد!! (زمونه عوض شده)

حرف زدیم! صدبار گفت منو میگیری؟؟!! :|||

از بوی عطرم هم خیلی تعریف کرد!!

حالا من معدم خالی بود و میترسیدم دهنم بوی بد بده!! قبلش مسواک زده بودم اما این نگرانیو داشتم چون ممکن بود هر لحظه بپره بغلم!! (ازش بعید نبود) دهنم کلا بسته بود و وقتی میخواستم حرف بزنم اونو نگاه نمیکردم ک نکنه آبروم بره!! (اینقد زنگ میزد که حتی یادم رفت یچیز کوچولو بخورم!)

دو ساعتی حرف زدیم و بعدش گفت بریم سمت خونه ما!! همش دستمالی میکرد لعنتی!! این آخریا دگ دو دستی لپامو گرفته بود!!

بعد ک دید من بی تفاوتم، گفت تو اهل بوس و بغلم نیستی؟! چرا اینجوری؟!

گفتم من آداب معاشرت رعایت میکنم!! وگرنه آدم سردی نیستم!! فک کنم میخواست تحریکم کنه تا یه دست بهش بزنم و از اونجا ببرتم محضر ک عقدش کنم :))

دگ تا در خونشون بردمش!! و دوباره دست داد و منم شُل جواب دادم!!