دیروز تو اورژانس که بودم، یه خانوم خیلی اتو کشیده اومد تو بخش!! بقیه کارکنای اونجا جلوش بلند شدن! اینم مثه ژنرالا بازدید میکرد و چند نفر بله قربان گویان دنبالش بودن! همش ایراد میگرفت و خیلی اخمو بود! ظاهر مرتب و خوشگلی داشت! فیسشم قشنگ بود!! از اینایی که با خط لباسش میتونی پنیر ببری!! جواب هیچکسو نمیداد! یه پرستیژ خاصی داشت!! حالا نمیدونم چه پست و مقامی داشت اما انگار همه کاره بیمارستان بود!!

به من که رسید یه نگاه به قد و بالا ک انداخت یه لبخند بامزه زد و رفت!!! (قدش نسبت به من یکم کوتاه بود) بعد از چند دقیقه خانوم ژنرال شده بود همراه من :)))))

میومد پیشم عین بره رام میشد! اصلا حالت چهرش عوض میشد، بنده خدا عاشق شده بود فک کنم!! (از من بزرگتر بود) ژنرال افتاده بود دنبال کارام، حتی برگه هامم اون میبرد که امضا کنن!!

خلاصه هیچکاری نکردم! نه شماره ایی ن چیزی!! اینا رو میپرونم بعد خودمو آواره روابط احمقانه میکنم!! حقمه هر بلایی سَرم بیاد دگ!! نمیدونم طرف باید چیکار کنه که آقا سروش بهش شماره بده!!

خودم استاد فرصت سوزی هستم، البته اینی که تعریف کردم فقط یکی از صدها موقعیت عالی بوده که پروندم!! گاو بودن خیلی چیز عجیبی نیست من دیروز یه نمونه تمام عیارش بودم!!