درک

یه بنده خدای ترسویی که حتی جرات فاش کردن هویت واقعیشو نداره با اسمای حسین، رحیم، مسعود و شاید یکی دو تا اسم دیگه، کامنتای خصوصی ِ بدون آدرس میفرسته، خیلیم سعی داره خودشو فهیم و دانا و کتابخوون معرفی کنه!! خیلیم پافشاری میکنه تا ثابت کنه من سواد و اطلاعات چندانی ندارم، و اهل مطالعه و کتاب نیستم!! 

اول اینکه همون اول ک کامنت دادی همین آدم بیسواد بی مطالعه از دو جمله اولت فهمید که پسر نیستی و دختری، میدونی چرا؟! چون تو کتابا بهت آدم شناسی یاد نمیدن ...

دوم اینکه آره من اهل کتاب دست گرفتن (جز کتاب درسی) نبودم و نیستم، اما تو اکثر بحث ها میدونم جلوم کم میاری! 

سوم اینکه کتاب دست گرفتن واسه عهد دقیانوس بود، بچه های این قرن تجربه و اطلاعاتشونو تو گیم یا فیلم های آموزشی به صورت تصویری یا صوتی بدست میارن، منم کتاب دستم نمیگیرم اما روزی ۳۰ ۴۰ تا فایل صوتی به زبان انگلیسی گوش میدم تا مهارت صحبت کردن یا گوش دادنم از بین نره، کلی کلیپ های آموزشی، سرگرمی، حیات وحش، پزشکی، سیاسی، اقتصادی، تاریخی میبینم و گوش میدم چه فارسی و چه انگلیسی، اگه اینا مطالعه نیست پس چیه؟! 

بچه های الان شبیه ساز بوئینگ ۷۷۷ تو پلی استیشن بازی میکنن، میتونن اون هواپیما رو در واقعیت فرود بیارن، نه کتاب خوونده نه تمرین واقعی داشته، فقط تو گیم شبیه سازشو بازی کرده و یاد گرفته، بعد تو اومدی ب خوندن کتاب چارلز دیکنز افتخار میکنی؟! یا اینکه فلان کتاب ادبیو خوندی فک کردی خیلی حالیته که اومدی من و امثال منو درس بدی؟! اگه تو یه کتاب از همینگوی خوندی، من دهها مستند در مورد بیشتر کاراش دیدم و گوش دادم، اگه تو چندتا کتاب در مورد فضا خوندی من صدها فیلم مستند در موردش دیدم، که خودشون میشن صدها و بلکه هزاران ساعت! اینا رو گفتم چون تو حرفات نوشته بودی تا حالا نشده بیای بگی فلان کتابو خوندی!!

همه اینا رو بسط بده به تاریخ، فیزیک، نجوم و خیلی چیزای دیگه که علاقه دارم، کلا هیچ جوره نیا به من درس بده یا تِزای ذهن فندقیتو رو من پیاده نکن، واقعا هیچ جوره در حد و اندازه بحث کردن با من نیستی، قصد تعریف و به قول دوستان شوآف و این حرفا رو ندارم، کلا مال این کارا نیستی ...

یا اینکه اومدی در مورد بچه داری و تربیت بچم به من راه و چاه نشون میدی و ایراد میگیری و خزعبلات ذهن مسمومتو به من نسبت میدی، باور کن در حد و اندازه این گنده گوییا نیستی ...

احتمالا جدیدا مدرک تحصیلیتو گرفتی، یا تازه وارد دانشگاه شدی و یکم جوگیر شدی، احتمالا رشته تحصیلیت روانشناسی یا زیرشاخه های علوم انسانیه و این موضوع سطح جوگیریتو بالا برده و فک کردی آدم شناس شدی، اون ۴ صفحه جزوه و کتاب و نمره گرفتن بهت یاد نمیده درست زندگی کنی، خودتو با خوندن چندتا کتاب بهتر و داناتر از بقیه ندوون، هستن آدمایی تو همین وبلاگ ک کتاب از دستشون نمیوفته اما ادعاییم ندارن(نمونه هاشو زیاد سراغ دارم)، اگه فک میکنی خیلی حالیته و پُری، بجای کامنت خصوصی بی آدرس، کامنت عمومی یا آدرس بذار تا جواب تک تک حرفاتو بگیری، اینجا نمیشه زیاد حرف زد چون برای خواننده ها کسالت آوره، خلاصه حرفام این بود ک با احترام برای من عددی نیستی ...

دوره

همون رمز قبلی ...

ادامه نوشته

خوردنی

اینو یادتونه ؟! همون خانوم محترمه اینجا یکم بزرگتر شده 😙

دانلود

دل پیچه

امروز خیلی سردیجات خوردم و بدجور دل درد و دل پیچه گرفتم، خیلی اذیت شدم واقعا :/

فصل بهار و تابستون کلا فصل دل درد و دل پیچیدن :|

توصیف

طبق نوشته هام اگه منو تو چند کلمه توصیف کنین چه ویژگی هایی دارم؟! 

شانس

یه زمانی خیلی احساس تنهایی میکردم، سعی کردم با چند نفر آشنا شم (چه از طریق نت یا محیط هایی ک با جنس مخالف ارتباط داشتم) دست رو هر کی میذاشتم یا از مشکلات خانوادگیش میگفت، یا از شکست های عشقیش حرف میزد، یا از بدبختیاش ناله میکرد، یا در مورد دوست پسرش مشورت میگرفت :| ، یا اگه پالس مثبتی نشون میداد میگفت من کلا نمیتونم از خوونه بیرون بیام و روزی ۴۳ دقیقه و ۲۵ ثانیه اجازه دارم از نت استفاده کنم حتی حق داشتن موبایل و حرف زدن با اونو ندارم، یکی دیگه میخواست داداشش باشی، اون یکی دوست اجتماعی میخواست، یکی فقط چون حوصلش سررفته بود به من پیام میداد و خیلی چیزای دیگه ...

بعد دیدم اگه دوست دختریم دارم با کوچیکترین حرفی کلا کات میکنه و میره در حالی ک همین آدم برای اکسش جوون میداده و شاید میده، حتی فندق وقتی با دوس پسرش کات کرده بود از غصه و گریه زاری یه ترم مشروط شده بود، فک کن یه ترم افسرده بوده چون دوست پسرش ازدواج کرده بعد به ما ک رسید با کوچیکترین حرفی ک خودشم مقصر بود میرفت و پشت سرشم نگاه میکرد، تو جروبحثا و دعواها حق با بقال سرکوچه بود ولی با من نبود! 

خلاصه اینکه حقم خیلی مورد اجحاف قرار گرفته :| 

اخبار

برای کسب اطلاعات محله باید به سوپرمارکت ها یا آرایشگاه های محل مراجعه کنین، لامصبا آمار همه رو دارن ...

بر همین اساس دیشب اطلاعات کرونایی های محلو از سوپری محله کشیدم بیرون، میگفت خیلیا تو همین محل کرونا گرفتن :| 

خلاصه کرک و پَرم ریخت، جالبه از هر کسی در مورد کرونا میپرسی میگن نترس بابا همش الکیه، اینا دارن دروغ میگن :|||| 

واقعا فک نمیکردن با همچین گاو و گوساله هایی در نزدیکیم همسایه باشم ...

خلاصه اینکه واقعا جدی بگیرید، من نترسم یا بترسم در نهایت کرونا کار خودشو میکنه، پس حتما رعایت کنید و جاهای شلوغ نرید، شوخی نداره ...

خرید

خیلیاتون پنج شنبه لباس خریدین، نکنه خبری بوده و ما خبر نداشتیم 😁

امیدوارم همیشه پُر خرید و سرحال باشین 👍

فضول

چند سال قبل یه دوس دختر سمج داشتم که میگفت بیا منو بگیر :| 

اینقد پیگیر بود که هر روز به مادرم زنگ میزد و باهاش حرف میزد :||

خلاصه این خیلی دنبال شوهر بود و چون من اهلش نبودم بالاخره بعد از کلی کشمکش و دعوا بیخیال شد و رفت ...

چند سال بعد حس فضولیم گُل کرد و با یه شماره ناشناس بهش پیام دادم و خواستم ببینم این که بخاطر ازدواج پدر منو درآورده بود آخرش شوهر کرد یا فقط هدفش زیر فشار گذاشتن من بود :/

سلام *** جان (اسمشو نوشتم)

خووبی؟! همسرت خووبه؟!

از جوابی که داد و هنگی که کرده بود فهمیدم هنوز مجرده ...

یه دستی زدن گاهی خیلی خووبه :)))

شکمو

دخترای شکمویی که تا اسم یه خوراکی میاد سریع میگن دلم خواستو دوس دارم، دخترای بد ادایی که دو قاشق غذا میخورن و میگن سیر شدم واقعا قابل تحمل نیستن :| 

با گروه دوم تقریبا هیچ جا نمیتونی بری، هر چی سفارش بدی یا باید خودت بخوریش یا باید دور بریزیش که در هر دو حالت ضرر کردی :| 

جمعه

دیروز شبیه جمعه بود، امروزم خیلی شبیه جمعه ست نکته جالبترش اینجاست که فردا هم جمعه ست :|

مرد رویایی

امشب رفته بودم میوه بخرم، یه دسته بزرگ موز برداشتم، گفتم دو کیلوام گیلاس بکش، دو تا طالبی و یه هندونه شیرینم برام بذار، کیسه برداشتم که خیار و گوجه فرنگی بردارم، با اون قیافه هپلی و داغون یهو کنارمو نگاه کردم دیدم دو سه تا خانوم با یه عشق و شوقی نگام میکنن، احساس کردم مرد رویاهاشونو دیدن بعد ب خودم گفتم خیطه خودم میوه ها رو بردارم، گفتم دو کیلو خیار و گوجه هم بکش برام 😂

پیام

داشتم پیامای کارتمو نگاه میکردم، همه منفی اونم با ارقام سنگین ...

امیدوارم این منفی خوردنا به خیر و صلاحم باشه ...

خفگی

امشب سالگرد یه سری خاطرات جالبه، یادش بخیر باورم نمیشه یکسال گذشت ...

شب پیش هم خوابیده بودیم، ظاهرا تو خواب بازوم افتاده رو گردنش، میگفت تو خواب داشتم خفه میشدم، چشامو باز کردم و دیدم بازوت افتاده رو گلوم و نمیتونم نفس بکشم 😂

یا سر و صدای اون کولره ک چقد رو اعصاب بود، یا شرطی ک بهم باخت، یا اون همه پُرخوری و از حال رفتن و خیلی چیزای دیگه که خصوصین 😁

یادم چندتا از عکسای اون چند روزُ تو وبم گذاشتم، اینم لینکش برای کسایی ک ندیدن البته رمزش فرق داره اگه کسی خواست بگه بهش بدم ...

لینک

یه پست دیگه هم بود ک عکسای اون چند روزو توش گذاشته بودم اما پیداش نکردم ...

کار اداری

شاید یک ماه قبل بود که کار اداری داشتم و مجبور بودم تو یه مکان سربسته عمومی برم، ماسک و دستکش و مواد لازمو با خودم بردم و رفتم ...

وقتی ک رسیدم و نوبتم شد رو صندلی نشسته بودم و مشغول پُر کردن فرم بودم یه پیرزن همش میومد رو سر من و به کارمند غر میزد که چرا کارمو انجام نمیدین و این حرفا، منم عصبی شدم گفتم وایسادین رو سر من که چی بشه، برید بشینید و از این حرفا! کارمند هم یکم جدی شد و ردش کرد که بره!!

چند دقیقه بعد کارمند گفت ماسکتونو بردارید!!! گفتم جان؟! گفت میخوام ازتون عکس بگیرم ماسکتونو بردارید :|

منم ماسکمو در آوردم و ازم عکس گرفت، فک کن با اون موهای جنگلی و سر و وضع بهم ریخته البته تنها شانسی ک آوردم این بود صورتمو اصلاح کرده بودم وگرنه عکسم شبیه تارزان میشد!!

همزمان با این اتفاقا یه زن پیر سرفه های وحشتناکی میزد، منم همش چپ چپ نگاش میکردم، میخواستم بیرونش کنم اما به خودم گفتم اینجا مسئول داره و این همه آدم مثه بُز نشستن و کسی کاری بهش نداره اون وقت تو چیکاره ایی ک تذکر بدی!!

منم راستش ترسیده بودم چون ۳ ۴ متر بیشتر ازم فاصله نداشت، کارم تموم شد سریع اومدم خوونه، لباسامو در آوردم و ریختم تو ماشین، دهان شویه ریختم تو دهنم و قرقره کردم، رفتم زیر دوش و صورتمو با صابون میشستم و چشامو باز میکردم که صابون بره تو چشمم :|

حموم کردم و اومدم بیرون، همین :|

ماسک

اینجوری که داره پیش میره و خیلی از مردم تو جوامع مختلف ماسک میزنن، احتمالا آیندگان اگه تصاویر این روزهای ما رو ببینن پیش خودشون فک میکنن که ...

همون رمز قبلی ...

ادامه نوشته

خطرناک

یه مدت مشغول انجام یه کار خطرناکم، برام دعا کنین نابود نشم 😁

دانشجو

دوستم چندتا از دوستاش خونه دانشجویی گرفتن، باهاشون حرف میزد میگفت هر سه تاشون سرفه میکردن :|||

بروز رسانی

با این همه علائم جدیدی که هر روز به کرونا نسبت داده میشه، میتونیم نتیجه بگیریم پدر تمام بیماری ها همین کرونا بوده و خبر نداشتیم ...

فرار

تابستون پارسال حدودای ۹ ۱۰ شب بود و شدیدا هوس ژامبون کرده بودم، زیاد از این چیزا نمیخورم شاید سالی ۳ ۴ بار ...

خلاصه سر راه رفتم تو یه سوپرگوشت!!! گفتم نیم کیلو ژامبون گوشت بده، نیم کیلو قارچ و مرغ، از اونجایی که قیمتا رو نپرسیده بودم، گفتم ببینم تا اینجا چقد شده ...

یهو گفت ۱۳۰ تومن :| 

همون زمان ک داشتم ویتریناشو نگاه میکردم تو سی چهل ثانیه فک کردم، گوشت چرخی کیلویی ۷۰ تومنه، بهترین ساندویچ که توش نیم کیلو ژامبون میریزه و آمادست و هیچ زحمتی برای درست کردنش به خرج نمیدی ۲۲ تومنه!! چیزبرگر ۳۰ تومنه!! بعد واسه ۱۰ ۱۲ برگ ژامبون میخوای ۱۳۰ تومن بدی بعد نون ساندویچی و خیارشور و گوجه فرنگیم باید بخری، یعنی دو تا ساندویچ ژامبون میخواستم با اینا درست کنم برام ۱۷۰ تومن آب میخورد :| 

گفتم کوفتم میشه نمیخوام، گوشیو در آوردم گفتم عزیزم چه مدل خیارشوری میخوای، چه مدلی میخوای صدات خووب نمیاد بعد رفتم دم در و آروم آروم محو شدم و الفرار :| 

کارم زشت بود چون ژامبونا رو برش زده بود، اما واقعا از گلوم پایین نمیرفت، چه خبره آخه :| 

سوتی

بچه بودم شاید ۱۱ ۱۲ سالم بود، شنیده بودم وقتی کسی سفری مهمونی تفریحی جایی میری به بقیه میگه جای شما خالی بود خیلی خوش گذشت!!

خلاصه منم یاد گرفته بودم و افتاده بود تو دهنم، یه مدت وقتی از حموم میومدم یا اونروز حموم کرده بودم و کسی بهم میگفت عافیت باشه منم میگفتم خیلی خوش گذشت و جای شما خالی بوود 😂😂😂

خلاصه به نصف زنها و دخترای فامیل این حرفو زده بودم 😂😂😂

یکیم نبود بهم بگه پسر خووب این اصطلاحو اینجا نباید بکار ببری 😂

بیحوصله

حوصلم خیلی سررفته 😓

امید واهی

از اول اسفند منتظر اومدن فصل بهار و گرم شدن هوا بودم، هوا گرم شد اما کرونا کمتر که نشد، بیشترم شد ...

امید واهی دقیقا به همین میگن 😓

تعداد

داشتم فک میکردم چندتا دوس دختر چشم سبز و آبی داشتم 🤔

۴ تاشونو یادمه، اگه کس دیگه اییم بوده یادم نیست 🙄

دلیل اینکه تعدادشون زیاد نبوده احتمالا خودم بودم 😐

سبز و آبی

سنم کم بود علاقه خاصی به دخترای چشم آبی یا سبز داشتم، فک میکردم خیلی خوشگل و جذابن چون تعدادشونم کم بود یه جورایی خاص بودن و مجذوبشون میشدی ...

کم کم که سنم بیشتر شد قشنگی و زیبایی آدما برام وسعت بیشتری پیدا کرد و فقط به رنگ چشم و قد بلند و این چیزا محدود نشد، البته الانم فاکتورای ظاهری برام مهمن اما دنبال یه آدم خاص و فوق العاده نیستم، چون نه خودم خیلی خاصم و نه اینکه هرخاصی لزوما منو میخواد!! 

اگه کسی یه آدم معمولی باشه اما اخلاق و روحیات قشنگی داشته باشه از همه قشنگتره و میتونه بقیه رو جذب کنه ...

تردمیل

همون رمز قبلی ...

ادامه نوشته

همسایه

چند هفته ست خونه کناریمون مستاجر جدید آورده، یه خونه ویلایی با حیاط قشنگ، پر از درخت و سرسبز، تخت گذاشتن تو حیاط و اکثرا شب نشینی دارن، آدمای باحال و خوش خنده ایین، صدای خنده ها و حرف زدناشون میاد ...

خیلی وقت بود اینجور جمعایی ندیده بودم ...

سرفه

از وقتی کرونا اومده صدای سرفه بیشتری میشنوم(تو خیابون،کوچه یا همسایه ها)، شاید تا قبل از این دقت نمیکردم اما به نظرم بیشتر شده ...

عادت خواب

یکی از عادتایی که موقع خوابیدن دارم این ک حتما باید به پهلوی چپ دراز بکشم، تقریبا غیرممکن جور دیگه ایی خوابم ببره، مگه خیلی خیلی خیلی خسته و خوابالو باشم که مثلا به پهلوی راست خوابم ببره اونم احتمالش یک در صده ...

گاهیم که به پهلوی چپ دراز میکشم، دست چپمو میذارم زیر بالش و میخوابم البته معمولا اینکارو نمیکنم چون دستم خواب میره و بیدارم میکنه و گاهیم خیلی سوزش پیدا میکنه ...

با لباس هم نمیتونم بخوابم، مگه اینکه هوا خیلی سرد باشه که لباس تنم کنم و بخوابم ...

اظهار نظر

اول اینکه شما در حد و اندازه اظهار نظر در مورد بچه داری و تربیت بچه بقیه نیستی، به نظرم شما کلاهتو سفت بچسب باد نبرش، نمیخواد بقیه رو موعظه کنی!

دوم اینکه شما که بلدی بیل بزنی باغچه خودتو بیل بزن و خودتو بالا بکش که اگه کسی از داشته هاش حرفی زد بتونی بگی خب منم فلان چیزو دارم نه اینکه دارایی بقیه رو به چشم پُز دادن و فخرفروشی ببینی ...

سوم اینکه من اینجا گره گشا و راهکار آفرین برای حل مشکلات اقتصادی ملت نیستم، شما که اینقد ادعا داری بفرما راهکار اقتصادی برای اون شخصی که کامنت داده ارائه کن ...

چهارم اینکه من بچم، بچه بودن الان چیو ثابت میکنه؟! ناپختگی؟! عیب نداره شما پخته و همه چیزدان، ما خام و بی تجربه، کودک بودن چیزی نیست که منو ازش بترسونی ...

پنجم اینکه سود بانکی گرفتن کار پیرمردا و پیرزنهاست، ما بچه ها بلدیم خووب از پولمون استفاده کنیم ...

• کم نیستن افرادی که میشینن من یا بقیه رو موعظه میکنن و میخوان ب ما درس بدن، نمیدونم با وجود این همه علامه چرا اینا خودشون همیشه درحال درجا زدنن و هیچ پیشرفتی تو زندگیشون ندارن حالا از هر لحاظ ...

همیشه گفتم اگه میخوای کسیو نصحیت کنی اول برو جلوی آینه یه نگاه به سر تا پات بندار ببین اول آدم اینکار هستی یا نه!! 

این حرفا رو در جواب این کامنت نوشتم!!

عکس