وزن

امروز که از خواب بیدار شدم بعد از هفت روز پرهیز غذایی رفتم رو ترازو ...

دقیق نمیدونم موقع استارت چند کیلو بودم اما تقریبا بین یک تا یک و نیم کیلو کم کرده بودم و واقعا راضیم :)

این هفت روز لب به هله هوله نزدم، دو روزشم که برنج نخوردم ...

امروز که روز هشتم بود چند قاشق برنج خوردم اما سعی میکنم حداکثر هفته ایی دو بار برنج مصرف کنم نه بیشتر ...

دوس دارم زودتر برسم به وزن قبل از شروع کرونا ...

بی اعصاب

یه زمانی چه حوصله ایی داشتم اصلا باورم نمیشه اون آدم، من بودم ...

۶ ۷ نفر ُ مدیریت میکردم اما گاهی میبریدم، خصوصا وقتی چندتاشون باهم سر و کَلشون پیدا میشد، یکی اس ام اس میداد اون یکی تو فلان برنامه پیام میداد، یکی زنگ میزد، یکیو ریجکت میکردم به اون یکی میگفتم الان حال حرف زدن ندارم و قهر میکرد، یکی حالش خووب نبود اون یکی دلش درد میکرد، این یکی میخواست بره مهمونی، اون یکی با همکاراش به مشکل خورده بود، یکی ویس میخواست یکی چت میخواست، یکی قرار میخواست، خلاصه اینکه دوران بدی بوود واقعا :| 

۴ ۵ تا گوشیو مدیریت میکردم 😭

البته دیگه اون روزا تموم شدن و پسر خووب و بی حاشیه ایی شدم، عمرمونو صرف چه کارایی کردیم بخدا ...

گاهی ب مرز دیوونگی میرسیدم واقعا :|

داغون

من برای خیلیاتون کامنت دادم اما متاسفانه اکثرش ارسال نشده :|

خلاصه از کامنت دادنم زده شدم با این اوضاع ...

• پست هندونه یه پست خاص بود، اگه گفتین چرا :|

هندونه

حدودای ساعت ۱۰ ۱۱ شب هندونه خوردم یعنی بالای ده بار کارم ب دستشویی کشیده :|

به غلط کردن افتادم واقعا، نمیدونم چطوری بخوابم ...

زلزله

حوادث طبیعی که در کنترل ما نیستن هر کدوم به نوبه خودشون خیلی ترسناکن، میخواد کرونا باشه، سونامی یا زلزله یا هر چیز دیگه اما زلزله واقعا ترسناکه، زلزله رو چندبار تجربه کردم اصلا قابل توصیف نیست که بدنت یخ میزنه و خشک میشی ...

چند سال پیش تو خیابون زلزله رو تجربه کردم، انگار فشارت افتاده و میخوای بیوفتی زمین، تعادلت از دستت خارج میشه ...

حالا شب بود و من تو خیابون بودم، نمیدونم اون حجم از آدم چطوری خودشونو از طبقات بالایی آپارتمانا به اون سرعت تا خیابون رسوندن 😂

لامصب از طبقه ششم تا تو کوچه رو چطوری تو ۱۰ ۱۵ ثانیه اومدن 😂

ملت با لباس تو خونه ایی ریخته بودن تو کوچه، به میگ میگ گفته بودن زِکی 😂

منم مونده بودم که چی شده اینا اینجوری ریختن تو خیابون، رفیقم میپرسید آقا چی شده، چه خبر شده 😂

مواظب باشید موقع فرار زیر دست و پا له نشید لطفا 😁

خلاصه وقتی تو خیابونی و زلزله میاد کلا نمیفهمی چه خبره، من فک کردم شاید جنگی چیزی شده و حمله هوایی نزدیکه و مردم میخوان فرار کنن و پناه بگیرن 😂

ماست

چند روز پیش یه مدل ماست موسیر گرفتم ک خیلیم گرون بود، اما ظاهرا خیلی پُرچرب بوده و بهم نساخته چون بدنم کلی جوش زده ...

یکی از چیزایی ک فوق العاده بهش حساسیت دارم ماست پُرچربه، بعدیش عسله، بعد تخمه آفتابگردونه، کلا چیزای روغنی و چرب بهم نمیسازه و بدنم جوش میزنه حالا یه مدت طول میکشه تا اثرش از بین بره، معمولا ۶ ۷ روز ...

بهار

مسخره ترین فصل بهاریه ک دیدم، رعدوبرق و باد و طوفان دیوونمون کرده بخدا :|

عذاب وجدان

گاهی از اینکه اینقد خووب بودم واقعا از خودم بدم میاد و عذاب وجدان میگیرم، حالا نمیگم کاش بد بودم اما کاش حداقل قدر فرصتا رو بیشتر میدونستم ...

فلافل

چند هفته پیش اگه یادتون باشه دلم ساندویچ فلافل میخواست از همون فلافل فروشی ک گاهی خرید میکردم ...

چند روز پیش صابون کرونا رو به تنم مالوندم و رفتم ازش ساندویچ خریدم البته دیگه سلف سرویس نیست و خودشون پُر میکنن، جاتون خالی خیلی چسبید 😜😁

خواب

امروز وقتی از خواب بیدار شدم و ساعتو نگاه کردم واقعا دهنم کَف کرده بود :| 

برنج

روز ششم پرهیز غذاییو با موفقیت تموم کردم ...

نکته مهم امروز حذف برنج بود ک تصمیم گرفتم تا دو هفته بهش لب نزنم، جز قند و کربوهیدرات و افزایش وزن واقعا هیچی نداره، حساب کردم اگه روزی ۲۰ قاشق برنج میخوردم چیزی نزدیک به ۶۰۰ کالری انرژی وارد بدنم میکردم، روزی ۱۰۰۰ کالریم هله هوله میخوردم حتی بیشتر ...

اگه بگیم به طور متوسط حداقل ۱۵۰۰ کالری از طریق برنج و هله هوله وارد میکردم با حساب اینکه هر ۷۵۰۰ کالری معادل یه کیلو وزنه، بدون اینکه هیچکاری انجام بدم هر ۵ روز میتونم یک کیلو کم کنم فقط با حذف برنج و هله هوله ...

فقط کالری نیست، قند و چربیشونم خیلی مضره کلا بهتر حذفشون کنم تا یه مدت طولانی ...

خوونه روی آب

چند سال پیش از طرف یه جایی یه زمین با متراژ بالا بین یه عده به فروش رسید، هر کسی یه سهمی از این زمینو خرید، زمین بهترین نقطه شهر بود اما بعدا خریدارانش فهمیدن یه رودخونه از زیر اون زمین عبور میکنه و امکان ساخت و ساز اونجا تقریبا ممکن نیست (البته میشه ساخت اما فناوری و تکنولوژی بالایی با صرف هزینه خیلی زیادی میخواد و عملا صرفه اقتصادی نداشت) خلاصه اون زمان پدر رفیق ما  اگه اشتباه نکنم حدود ۵۰ میلیون تومن پول داد و یه بخشی از اون زمینو خرید، اون زمان سکه شاید قیمتش ۲۰۰ هزار تومنم نبود، دقیق یادم نیست ک سکه چقد بوده اما این ماجرا تقریبا برای ۱۳ ۱۴ سال قبله شایدم بیشتر ...

اعداد و ارقام خیلی ب درستی یادم نیست اما الان همه اون کسایی ک زمینو خریدن و سهمی ازش داشتن صاحب اون زمین هستن که بدون هیچ ارزشی یه گوشه افتاده، زمینی ک اگه رودخونه از زیرش رد نمیشد الان حکم گنج داشت ...

نکات آموزنده ایی داشت :)

پنجمین روز

پنج روز کم میخورم و هله و هوله رو کلا حذف کردم، اما فک نکنم چیزی از وزنم کم شده باشه ...

مشکل اصلیم نداشتن تحرک و ورزش کردن تو باشگاست، روزی یک ساعت راه میرم اما خیلی تاثیری نداره ب نظرم ...

کاش حداقل برگردم به وزن اوایل اسفندم :/

زاویه دید

اون بنده خدایی که رفته بود باغ الان دو روزه مسموم شده و گلاب به روتون اسهال شده ...

چرا؟! چون اونجا از کاهوی مزرعه خورده ک حتما خوب شسته و ضدعفونی نشده ...

قابل توجه اونایی ک به من پریدن و تیکه و متلک بارم کردن، نخود مغزایی ک فقط نوک دماغشونو میبینن متاسفانه :)

مزاحم

ساعت ۵ صب یکی زنگ زد و بیدارم کرد البته کامل خوابم نبرده بود اما شوکه شدم :|

تا خواستم جواب بدم قطع شد، دوباره زنگ زد و جواب دادم ولی حرفی نزد، بازم زنگ زد و حرفی نزد ...

گوشیو خاموش کردم و خوابیدم، ملت روانی شدن ۵ صب اتصالی میکنن و مزاحم بقیه میشن :|

۹ صبم چندبار زنگ بود، تماس های از دست رفتش اومده بود، نمیدونم فازش چی بووده ...

جمعه

جمعه برای خیلیاتون کامنت فرستادم اما نرسیده به دستتون، بلاگفا کامنتا رو قورت میده متاسفانه ...

این اتفاق هر چند وقت یکبار میوفته و خیلی رو اعصابه ...

جواب

اینم جواب پُر از احساس من به عکس درخت و گل هایی ک برام فرستاده شده بود 😂

بنده خدا شوکه شده بود 🤣

عکس

باغ

دیروز یه بنده خدایی رفته بود باغ، کلی عکسای قشنگ برام فرستاده بود ...

عکس

شما اگه بودین در جواب این عکسا چی میگفتین؟ فک میکنین من در جوابش چی گفتم؟ 😂

نوشابه

یه بنده خدایی راه آب حموم خوونش کیپ شده بود، کلی محلول و پودر لوله بازکن استفاده کرده بود و جواب نگرفت، اوسا آورده بود با کلی دم و دستگاه، فنر جواب نداد، فشار هوا جواب نداد، خلاصه یکی بهش گفته بود نوشابه بریز تو راه آب، اینم یه بطری نوشابه خانواده پپسی خالی کرده بود تو راه آب، با کمال تعجب گرفتگیش باز شده بود 😂😂😂

خواستم در جریان باشین نوشابه ایی ک میخورین چه کاربردایی داره 😂

من ک ۸ ۹ ساله لب نزدم، شما هم لب نزنین 😁

نون زیر کباب

داشتم ب این فک میکردم چرا ب خواهر زنهاشون میگن نون زیر کباب ؟!

یعنی بهشون چشم دارن آیا؟! :|

جور دیگه ایی نمیشه تحلیلش کرد :/

شکلاتی زعفرونی

کباب ک ندارم، بستنی شکلاتی با زعفرونی میکس کردم میخورم اونم با بوی کباب 😂

کباب

یه خونه ایی کباب درست میکنن، بوش کل محلو برداشته :|

نمیگن ممکن بقیه دلشون بخواد، نامردا :/

هرچند ک بوی کباب از خود کباب خوشمزه تره ...

سرما

ده اردیبهشته ولی رادیاتورا هنوز روشنن، هوا خیلی خنکه :/

واو

نسل اینایی که blogfa رو بلوگفا تلفظ میکنن یا به blood میگن بلود یا weblog رو وبلوگ میخوون هنوز منقرض نشده، خواستم در جریان باشین :|

تنها

اینو امروز دیدم، ظاهرا یه گربه خوونگیه ک دیگه خوونه ایی نداره و اینجوری دلتنگیشو از بین میبره ...

یاد خودمون افتادم ک از تنهایی یه گوشیو بغل کردیم و میخوایم اینجوری از تنهایی فرار کنیم ...

خیلی ناراحت کننده بوود ...

دانلود 

پیوند

امشب پیوندای وبمو چک میکردم، چندتاشون حذف شده بودن، چندتاشون بودن اما لینک منو برداشته بودن!!! 

کار جالبی نیست این حرکت :|

البته مقصر خودمم، طرف وبش روزی ۵ تا بازدیدم نداره ولی من لینکشو قبول میکنم، آخرشم لینک منو برمیداره ...

دپرس

امروز خیلی روز سختی بود، بیحوصله و بیقرار بودم، هرکاری میکردم بعد از چند دقیقه ولش میکردم و میرفتم سراغ یه کار دیگه ...

این چرخه ادامه داشت تا الان ...

نیاز فوری

عصر از پنجره داشتم بیرونو نگاه میکردم، یه دختره زنگ خونشونو زد و منتظر بود ک درو براش باز کنن ...

همون رمز قبلی ...

ادامه نوشته

آهنگ

اینم آهنگ امشب از دو تا صدا قشنگ، حتما خوشتون میاد ...

دانلود

لو رفته

امشب از بیکاری داشتم استیکرای تلگرامو نگاه میکردم، یاد یه خاطره افتادم ...

چندسال قبل با یه دختره آشنا شدم ک مثلا اسمش آیدا بود، خلاصه روز دوم یا سوم آشناییم با آیدا بود که تو تلگرام با یکی دیگه از دوس دخترام داشتم چت میکردم، یهو این دختره پرسید آیدا کیه ؟! 

باید اعتراف کنم شوکه شده بودم، با خودم فک میکردم این از کجا جریان آیدا رو فهمیده :|||||

تنم بیحس شده بود، پرسیدم چی؟! گفت آیدا کیه ؟! گفتم یعنی چی :|

گفت رو استیکری ک فرستادی نوشته آیدا :|

گفتم چمیدونم کیه حتما سازنده این استیکرا بوده :| 

خلاصه یه نفس راحت کشیدم و ب خیر گذشت :))

حالا اندازه یه مورچه و خیلی کوچولو رو استیکره نوشته بود آیدا، اینم زارتی رفته بود سراغش :|