* خالم یلدا رو دعوتمون کرده، من احتمالا نمیرم ولی مادرم میخواد بره!!
یه نفر میاد اونجا ولی با اینکه خودش مهمونه و از بقیه بیشتر میخوره اما آمار شکم همرو در میاره!! فک کن یه کاسه آش اونجا بخوری و چند تا آجیل، قشنگ برات حساب میکنه که سروش چند هزار تومن خورده و مادرش اینقد!!! شعورش در همین حده متاسفانه!!
ما که دست خالی نمیریم اما وجود این یارو برام قابل تحمل نیست! باید یه بهونه گیر بیارم و نرم ...
دوتایی دو برابر حقوق اون در ماه خرج میکنیم، حالا فک کن همون نکبت برای ۵ ۶ دونه آجیل و یه کاسه آش برام کنتور بندازه و صورتحساب صادر کنه!!
* امروز با پیرمرد حرف میزدم، میگفت از روزی ک ازت جدا شدم تا همین دیروز پادرد داشتم!! گفتم حتما سرما بهت زده، گفت نه مال روز قبلش بود ک رفته بودم بیمه و خیلی خسته شده بودم!
تو دلم گفتم خدا رو شکر که ننداختش گردن من!! البته من براش بخاری روشن کرده بودم، دگ خودش دوس داشت بیرون از ماشین بشینه و سیگار بکشه!!
* عصر کلاس دارم!! حالش نیست اما باید برم دگ!! از کل ۴ نفری ک هستیم احتمالا غایب هم داریم و کلاس خیلی خسته کننده خواهد بود!!
* دلم براش تنگ شده ولی دوتامون ب این نتیجه رسیدیم ک نمیتونیم باهم ادامه بدیم!!
* دوستای خوبم یلداتون مبارک باشه ❤️