۷۹۳
* دیشب ۴ ساعت خوابیدم، از ۷ صب هم بیدارم و خیلی خستم! از صب هزار تا کار انجام دادم ...
* یکم موهامو مدل داد، واسه ده دقیقه کاری ک انجام داده ۴۰۰ تومن کشیده، تازه شاکی بود که چرا همه چی گرون شده!! فوق تخصص فلان رشته برای ۱۰ ۱۵ دقیقه ویزیت ۳۸۰ تومن میگیره! خلاصه روزی ۱۰ تا کله راه بندازه ماهی ۱۲۰ تومن داره!!
* تو کلاس جدید مورد بی مهری قرار گرفتم! استاد مَرده و توجهش به دختراست، کامل به حاشیه رفتم!! کلا انگار وجود ندارم!! گزینه مورد علاقشم اون زن خنگست :))
کلاس قبلی که استاد خانوم بود همه توجهش ب من بود! حتی فهمیدم ۲ ۳ تا از دخترا بخاطر حسادت و توجهی که استاد به من میکرد کلا کلاسو ول کردنو رفتن!! یعنی عملا حسشونو نشون میدادن!! شاکی ترینشونم یه زن ۳۸ ساله بود!!
بعد اینقد اعتماد به نفس میگرفتم مثه بلبل انگلیسی حرف میزدم اما این ترم با مِن مِن و خیلی ضعیف حرف میزنم!
خلاصه اینجوری خیلی بده! الان دچار تبعیض جنسیتی شدم!!
دگ بالاخره آدم حس ها رو میفهمه اونم تو سن و سال من و اونم سروش که ذهن آدما رو میخونه!! اونایی که منو میشناسن خوب میدونن با یه نگاه تا کجای ذهن طرفو میخونم! متاسفانه یا خوشبختانه حس ششم خیلی قوی و استدلال گری دارم!
* شب که برگشتم خونه، آدمای واحد روبرو در حال بار زدن کلی ساک و چمدون تو جعبه عقب ماشینشون بودن! تعجب کردم مگه کجا قرار برن که این همه وسیله جمع کردن!! بچه های اهل دل و خوشگذرونین!
یه زن و شوهر جوون که خواهرزنشم باهاشون زندگی میکنه! (یکم عجیبه!)
حالا من مثه اینا ماشین ۱۰ ۱۲ میلیاردی ندارم، قطعا پول تو جیبم هم اندازه اینا نیست اما سالی یه بار که میتونم یه سفر خارجی برم، میتونم ماشین بهتری بخرم و اینی که دارمو عوض کنم، میتونم ماهی یه بار یه سفر داخلی برم! والا ما هم چیزی کم نداریم، فقط ازمون آبی گرم نمیشه! دگ اینا از بی عرضگی خودمه، کسی مقصر نیست! حالا فقط هم سفر نیست، تو بیشتر زمینه ها حس و حال هیچکاریو ندارم! البته بیشترش از تنهاییه، کسی نیست موتورمو روشن کنه!! خودم هم که آدم دل مُرده و بی انگیزه ایی هستم!! تو این سن نتونم با عشق فرضیم یه کافه و رستوران برم یا یه سفر ببرمش باید خودمو دار بزنم! توانش هست منتها بیابونه همه جا، هیچکس نیست!