۷۴۰
* بعد از ظهر یکم هوا خوب شد، مامانو بردم گردش! البته خانوم حال نداشت پیاده شه و همشو دور دور کردیم!
* به پیرمرد زنگ زدم، همه چیزایی که دیشب با دوستم در موردش حرف زده بودیمو میدونست!! مرد اینقد خاله زنک و حرف کش ندیده بودم!! انگار همه آدما یه خصلت احمقانه دارن ...
* وقت نشد ناهار درست کنم ولی بجاش شام آماده میکنم!
* امتحان شفاهی زبانو دوشنبه یا سه شنبه میدم، یکشنبه کتبیو میدم و خلاص ...

