امتحان

باید اعتراف کنم امتحان راحت بود اما من نخونده بودم و یکم مشکل پیدا کردم سرجلسه، این ترم کوفتی بالاخره تموم شد و از دست همشون خلاص شدم خصوصا خود استاده !

ترم خووبی برام نبود ، خودم باید حتما کتابشو مرور کنم چون سرفصلای مهمی توش بود و بدرد بخور بود ...

تموم شه

دیروز جوجه مرغ کنار جوجه غاز نشسته بود ، قیافه های چندش آوری داشتن، دقیقام روبروی من بودن ! 

مزخرفترین ترمی بود که داشتم کاش زودتر این دو سه جلسه هم بگذره و خلاص شم، خسته شدم خدایی !

بیخیال دماغ گنده شدم، با اینکه زیاد نگاه میکنه و حواسش بهم هست ولی حوصلشو ندارم، خیلی بچه درس خوون و بچه مثبته ! از اونایی ک احتمالا اولین جمله ایی ک از دهنش در میاد این ک شما هدفتون از دوستی با من چیه، لابدم انتظار داره بگم ازدواج =|