بی فرهنگ

امروز ظهر رفته بودم بستنی بخورم! همینجوری ک مشغول بودم یه ماشین جلوم پارک کرد, راننده پیاده شد و رفت بستنی بخره! در عقب باز شد و همینجوری اشغال و زباله بود که خالی میکرد تو خیابون و جوب آب!

اینقد عصبانی شدم که خواستم برم یقشونو بگیرم, انگار اون بنده خدایی که خیابونو تمیز میکنه نوکر ایناست!

بستنیشونم که اومد اشغالشو دوباره پرت کردن و رفتن!

توله سگ

این خونواده های بیشعور بی فرهنگ بی همه چیز ساختمون روبرو، بچه های توله سگشونو فرستادن رو بالکن!! یکی از طبقه پنجم داد میزنه و با اون یکی که تو خیابونه حرف میزنه، یکی دیگه از طبقه دوم داد میزنه!! 

دو ساعته مغزمو خوردن، نمیدونم تا کی باید این جماعت بیشعور تحمل کنیم 😓

همش میخوام پنجره رو باز کنم و چند تا فحش آبدار بهشون بدم اما مقاومت میکنم، حالا اینا بچن و نمیفهمن، ننه باباشونم نمیفهمن؟! 

بد قول

مرتیکه بدقول قرار بود صب بیاد برای نظافت!! 

ساعت ۹ بهش زنگ زدن گفته تا ده و نیم میام، من ده و نیم بهش زنگ زدم میگه تا ۱۱ میام!! حدودای ۱۲ بهش زنگ زدم میگه ناهار بخورم و بیام؟! میگم هر وقت میخوای بیا!! کم مونده بود فحشش بدم ...

از ساعت هفت و نیم بیدار شدم که کارای نظافت خونه رو تموم کنم بعد این کثافت منو اینجوری مچل خودش کرده و منتظر گذاشته، خیلی اعصابم از دستش خورده!! 😑

حالا باید صبر کنم تا این الاغ تشریف بیاره، کلی عقب انداختم 😑

بد قول

اون پسره دیروز گفت فردا بیا مغازم و فلان چیز یادم بده!! منم گفتم نمیتونم و کار دارم و از این حرفا اما چون خیلی اصرار کرد گفتم باشه!!

امشب برخلاف میلم تا مغازش رفتم و بسته بود!! بهشم زنگ زدم اما جواب نداد ...

حالا حتما فکر میکنید مشکل و گرفتاری براش پیش اومده اما اون تن لشی که من میشناسم هیچ کار مهم یا گرفتاری خاصی نداره ...

از امشب کلا باهاش قطع ارتباط میکنم و خلاص، شعور و شخصیتش زیر صفره!!

گرگ

با یه دختر تا مسافت نسبتا طولانی هم مسیر بودم، من این سمت خیابون بودم، اون سمت دیگه ...

بالای ۷ ۸ تا ماشین براش بوق زدن و ایستادن!! نهایت بیشعوری و بی فرهنگیه اینکارا، آدمایی که اینکارا رو میکنن یه مشت بیشرفن که امنیت و آرامش از زنها و دخترها گرفتن ...

مثه گرگای گرسنه به این بنده خدا نگاه میکردن!! نمیدونم کسی همین رفتارا رو با خونواده خودشون داشته باشه چه حسی بهشون دست میده!!

شاید ۴۵ ۵۰ دقیقه هم مسیر بودیم، اون خسته شد و تو یه ایستگاه اتوبوس نشست و من به راهم ادامه دادم و رفتم ...

مزاحم

چند نفر گفتن یه نفر مزاحمشون میشه، میگه چرا تو وبلاگ تک پسر پلاس هستین و آویزونش شدین!! 

تا چند روز پیش میگفت این ضد زنه و وبلاگش نرید حالا میخواد با تحت تاثیر قرار دادن نجابت و حیا، شما رو از این وب فراری بده!! برای خودمم کامنت میذاره و فحش میده!! 

بعضیا رو ناراحت کرده و تحت تاثیر قرار گرفتن، خواهش میکنم اینقد زود متاثر نشید و با حرف یه عقده ایی خودتونو نبازید!! 

بذارید زرشو بزنه!! این دیگه آخرین ترفندش برای خراب کردن من و شماست!! 

همه راه ها رو رفته و به بن بست رسیده، سگ محلش کنید و خلاص ...

بهش اهمیت ندید، هر چی بیشتر جوابشو میدید و براش وقت میذارید، گستاخ تر و پروتر میشه ...

بیشعوری

اینایی ک ادعای باشعوری دارن از بقیه به مراتب بیشعورترن!!

بیشعور

امروز تو مطب همون دندونپزشکی بودم که پارسال پیشش رفتم، این عوضی بازم جلوی ملت به زیردستش پرید!! 

هر وقت تو مطبش بودم تیکه و متلک بار زیر دستاش میکنه و همیشه هم اخراجشون میکنه!! مطمئنم امروز و فردا اون دختره رو اخراج میکنه و یکی دیگه رو جاش میاره و این چرخه همچنان ادامه داره ...

مرتیکه تو کی هستی که شخصیت یه آدمو جلوی بقیه خورد کنی، باید خودتو و اون مدرکتو گوه مالی کرد و انداخت تو فاضلاب!! 

دیگه پیشش نمیرم چون بیشعور و عقده اییه!!

اگه پست های آذر ۹۸ رو بخونید در موردش نوشتم ... 

سنگ رو یخ

با یکی قرار داشتم، گفت من ماشین میارم و تو بیا فلان جا سوارت کنم!! گفتم حالا چرا اونجا؟! گفت یه کاری دارم که باید انجام بدم و بعدش تو رو سوار میکنم!! 

گفتم باشه، یه بخشی از مسیرُ پیاده و یه بخشیشم با تاکسی رفتم، خیلی دور نبود و تو مسیر آهنگ گوش میدادم!! 

خلاصه من رسیدم و سر خیابون وایساده بودم، خیابون فرعی و خلوتی بود، آهنگ گوش میدادم که دیدم ماشینشو بیرون آورد (از جایی که توش کار داشت)، چون رنگ و مدل ماشینش خاص بود خیلی راحت تشخیص دادم که خودشه!!

این به من نزدیک شد اما توقف نکرد!! فک کردم میره اون سمت وایمیسه اما اون سمتم توقف نکرد و کلا رفت :|||

دهنم کف کرده بود که چرا این حرکتو زده، خیلی بهم برخورد، حتی زنگ یا پیامم ندادم و رفتم!! بعدا که اینترنت گوشیو وصل کردم دیدم نیم ساعت قبل از قرار پیام داده و گفته امروز نمیتونم ببینمت!!

بیشعور تو که منو اونجا دیدی، حداقل شیشه رو میدادی پایین و همینو میگفتی و بعد میرفتی!!

این مدلیشو دیگه ندیده بودم خدایی :| 

بیشعور

مردک احمق ۳ ۴ تا بچه کوچولوشو میاره تو کوچه بازی کنن، از بس جیغ و داد کردن روانی شدم!!

خب الاغ مردم میخوان استراحت کنن نه به صدای جیغ و داد بچه های تو گوش بدن!!

دخترش یکی دو سالشه اینقد جیغ میزنه که مختو میخوره، هر ۵ دقیقه هم عر میزنه و گریه میکنه 😭

بچه ها گناهی ندارن، ننه بابای احمق و فوق العاده بیشعوری دارن 😑

نامرد

دوستم مهمونم بود و پیشم میموند، برنامه ریختم که از فلانی کلید واحدشو بگیرم و بریم اونجا، باهاش هماهنگ کردم که فلان روز کلیدو ازت میگیرم!! اونم قبول کرد و گفت حله، خودم کلیدو برات میارم!!

البته طرف لطفی ب من نمیکرد چون بخشی از ساختمان مال ما بود و یه جورایی وظیفش بود اینکارو بکنه!! وگرنه من به کسی رو نمیندازم برای این چیزا، امکان اینکه بریم خوونه من بنا ب دلایلی نبود ...

خلاصه روز موعد رسید و قرار شد کلیدو بیاره، دیدم ازش خبری نیست و نیومد!! گفت تو مطب دکترم و میام، خلاصه همینجوری پیچوند تا ساعت یک شب شد!! دوستم فرداش میومد اما کلیدو نرسوند ب دستم!! 

فهمیدم این پفیوز منو گیر آورده و کلا قصدی برای کلید دادن نداره ...

همون رمز قبلی ...

ادامه نوشته

بیشعور

بیشعورترین دوستی که داشتم یه آدم خیلی خوشگل و باکلاس بود که یه شغل خیلی عالی با درآمد زیاد داشت!! مدرک تحصیلی بالاییم داشت اما با اینکه نکات مثبت زیادی داشت ولی خیلی شعورش کم بود!! 

مهربون بود و تو یه مواردی دوسم داشت اما کلا فهمش کم بود، ۱۱ سال ازم بزرگتر بود اما اندازه یه بچه ۱۱ ساله شعور نداشت!!

منم گاهی اذیتش میکردم اما خودخواهی و از خود راضی بودنش به یه مرحله ایی رسونده بودش که شعورشم نم کشیده بود ...

خلاصه شعور و فهم نه به پول و خوشگلیه نه به مدرک تحصیلی و سن و ساله ...

مزاحم

من نمیدونم تو چی از جون من میخوای، بیخود میکنی اینقد پیام و کامنت برای من میفرستی، این فیلم و نمایشتو ببر یه جا دیگه اجرا کن، یا نمیفهمی یا خودتو بدجور زدی به نفهمی، شایدم روش جدید برای کار گرفتن مخ بقیست، بهرحال برای من پیام نذار چون دو ماهه مخمو خوردی :|

لعنت به خودتو علیرضات، خوبه ؟! حتما باید توهین بشنوی؟!

یه بار که نه هزاربار گفتم من اون آدمی که شما میگی نیستم پس کم بیا زر زر کن لطفا ...

زبون نفهم

چند ماهه همسایه خونه کناری میگه حموم شما نم میزنه ب خونه ما، چندبارم بهش گفتن از خونه ما نیست و مشکل از جای دیگست، خلاصه دو روز پیش خودش و زنش اومدن حموم‌ و دستشویی طبقه بالا رو بازدید کردن و رفتن، مرتیکه بیشعور خجالت نمیکشه از این حرکتش :| 

حیف من اونجا نبودم وگرنه با لگد دوتاشونو مینداختم بیرون :| 

آخرشم فهمیدن مشکل از خونه خودشونه و رفتن :|