۶۲۵
* اینقد خستم که حد نداره! بعد از ۶ ۷ ساعت بالاخره دراز کشیدم، واقعا هیچی مثه ولو شدن به آدم حال نمیده!
* اول رفتم کلاس، تک افتادم متاسفانه! ۶ تا دختر همکلاسیمن! ۲۰، ۲۱، ۲۸، ۲۸، ۳۹، اون یکیم نفهمیدم چند بود اما فک کنم سی و خُرده ایی باشه! همشونم رِل و متاهل بودن! تو این مسئله هم تک افتادم حتی، فقط من سینگل بودم ...
معلممون خیلی بهم احترام میذاره، همینجوری الکی بهم نمره کاملو تو کوئیز داد! اونم یه دختر ۲۶ ۲۷ ساله باید باشه که همین دو هفته پیش ازدواج کرده ...
الان برگشتم به دوران تک پسر و دُخیا! ولی چه بده واقعا، حس غربت گرفتم! کاش چند تا پسر هم بودن ...
* بعد از کلاس یه واکس و فرچه خریدم! از اونجا رفتم داروخونه و دو قلم از قرصای مامانو گرفتم، بعد عینکشو تحویل گرفتم! بعد یه شلوار برای خودم خریدم ...
رفتم کفش ملی و برای ۴۰ درصد تخفیف پرسیدم، به نیم بوتاش دست زدم واقعا حتی با اون مقدار آف هم گرون بود و ارزش خرید نداشت! رویه که خیلی ضعیف و الکی بود، داخلشم هیچی نبود! بعد همینو زده ۵ میلیون!!
رفتم جواب آزمایش مامانو بگیرم ک گفت آماده نیست و بعدش اومدم خونه ...