۱۱۰۱
■ صب مامانو پارک بردم، ۱۷۰۰ قدم راه رفتیم + با وسایل تو پارک یکم دستاشو ورزش داد ...
■ دیشب کابوس دیدم، تقریبا با همین مضمون خواب آشفته زیاد میبینم که تو تاریکی مطلق گیر کردم و نمیتونم چراغو روشن کنم! یا دستم بهش نمیرسه یا یه نیرویی بهم اجاره نمیده که کلید رو فشار بدم!
■ دیشب ب سختی حدودای دو و نیم خوابم برد، سَر و صدای خاکبرداری واقعا آزاردهنده بود! صب هم حدودای هفت بیدار شدم! از اینکه زیاد بخوابم اصلا خوشم نمیاد اما گاهی ممکن خستگیام جمع بشن و یهو ده ساعت بخوابم! اما در حالت عادی ۵ تا ۶ ساعت برام کافیه ...
■ هر بار من بخوام از تو قوطی، رب در بیارم باید انگشتمو ببرم!! محاله این اتفاق برام نیوفته!
■ دیشب که تو خیابون بودم واقعا این حجم از خلوتی و خرابی بازار برام عجیب بود!! دو روز دگ اول مهره و باید جنب و جوشی تو مغازه ها باشه قاعدتا!! وضعیت اینقد خرابه واقعا؟!