چند تا پسر ۱۲ ۱۳ ساله دور هم جمع شده بودن و حرف میزدن! سر یه داستانی بهشون پریدم و بدجور عصبی شدم!

دیگه رفتم سمت پارک جنگلی, ماشینم همونجایی پارک بود که به اون بچه ها ر ی د ه بودم! به این فک میکردم نکنه بخاطر انتقام گرفتن ماشینو خط خطی کنن یا بلایی سرش بیارن! 

بعد با خودم فک کردم که رفتارم اشتباه بود و نباید چیزی میگفتم که ناراحت بشن! شایدم خیلی سخت گرفتم و الکی جوش آوردم! 

خلاصه تو همین فکرا بودم که بعد از ۹۰ دقیقه برگشتم, بچه ها هنوز اونجا بودن و رفتم ازشون عذرخواهی کردم!

یه وقتایی باید ساده گرفت ...