* فردا باید مادرمو ببرم آزمایشگاه، دهم تو درمانگاه بیمارستان نوبت ویزیت داره!

* انگار دیروز بود ک میگفتم یازدهم اسفند کلاس ترم جدید شروع میشه!! البته همچنان برای امتحان شفاهی چیزی نخوندم اما باید تنبلیو کنار بذارم ...

* دیروز با یکی حرف میزدم، میگفت دوس دارم خونمو عوض کنم اما تو این شرایط نمیشه برنامه ریزی کرد!!

منم گفتم در حد یه باشگاه رفتن هم امیدی به آینده و برنامه ریختن ندارم، اصلا معلوم نیست ک فردا چی بشه!! واقعا دل و دماغی نمیمونه برای هیچی!!

* دیشب از یه خیابون رد میشدم که تو بازار دَم عید باید خیلی شلوغ میبود اما از مواقع عادی هم خلوت تر بود!! شاید هنوز زوده برای نتیجه گیری و خیلی مونده تا سال تحویل!!

* جدی شماها آب و غذا ذخیره میکنید یا فقط در حد مجازی و حرفه؟!