۷۹۴
* علی بهم زنگ زده بود و چون گوشیم تو شارژ بود اصلا متوجه نشدم! باهاش تماس گرفتم و گفت الان تو جلسم و بعدا باهات حرف میزنم! فک کنم میخواد بیاد اینجا!
* اون خانوم همکلاسی دیشب بهمون گفت شما هفته بعد میاید؟؟ گفتم چه خبره مگه؟!
گفت شب یلداست!! گفتم شما اولین کسی هستی ک اینو امسال ازش شنیدم! من میام، بقیه رو نمیدونم ...
* دیروز کلی خانوم تو راهروی ساختمون بودن! با تعجبم به من نگاه میکردن! اول فک کردم ورودی های جدیدن! بعد فهمیدم منتظر بچه هاشونن :))
حتما فک کردن منم اومدم دنبال بچم!!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۴۰۴ ساعت 13:9
توسط بیگناه
|