امروز که خونه خالم بودم، دخترش میخواست بره بیرون! اونم مثه خواهرمه البته، فرقی نداره! ماشالله قد بلند، هیکل قشنگ و ورزشکارم داره! سنشم کم نیست، باید ۳۶ باشه فک کنم! فیسشم قشنگ و دلنشینه اما همچنان مجرد مونده! دختر مودب، سر به زیر و ساده، لوس و مظلومیه!

خلاصه آرایش کرد و خواست لباس بپوشه! واقعا حالم بهم خورد از تیپش!! یه پالتوی کهنه، رنگ مُرده و بدقواره! یه شلوار قراضه و دِمده! یه شال دهه شصتی!!

دختر حسابی این چه طرز لباس پوشیدنه آخه، عین آواره های دوره گرد رفت بیرون! انگار نون برای خوردن نداره!! واقعا ری*د به قیافه خودش!! اسم این سادگی نیست، ساده و شیک میشه پوشید! این دگ گدا گشنه پوشیدنه!!

وضشون از ما اگه بهتر نباشه قطعا بدتر نیست! خدا رو شکر همه چی دارن اما خسیسن به نظرم! حتی اونروز گفتم برای مامان باید یه جفت کفش بگیرم، میگفتن مامانت کفش داره دگ! میخواد چیکار کنه؟!

فک کنم تا چیزی تیکه پاره نشه، سراغ خرید نمیرن!! حالا اون ب خودشون مربوطه اما واقعا حیف دخترش که با این طرز گشتن لگد زده به بختش!!