داشتم رفتار اون شب خاله و داییمو آنالیز میکردم, به طرز عجیبی به یه جواب ساده رسیدم!

داییم دو تا پسر داره که سال به سال حتی بهش زنگ نمیزنن, زنشم سالهاست ترک خونه کرده و رفته! یه آدم تنهاست که تقریبا هیچکس نمیخوادش ...

خالمم دو تا دختر داره, یکیشون که از ایران رفته و هر موقع میاد اینجا خدا تومن خرج رو دست خالم میذاره!

اون یکی دخترشم که دست به سیاه و سفید نمیزنه و هیچ کاری انجام نمیده! حتی چند ماه پیش که خالم یه جراحی کوچولو کرده بود این دخترش تقریبا کاری برای مادرش نکرد...

حالا همین دو تا آدم رفتار منو با مادرم دیدن, وقتی میبینن من مثه میگ میگ برای مادرم همه کارم میکنم, مشخص که حسادت میکنن و سعی در بهم زدن رابطمون دارن! واقعا تنها جوابی که بهش رسیدم فقط و فقط حسادت بود ...