یه دوره ایی ب لطف زبون چرب و دخیای مایه دار زندگی عیونی بهم زده بودم، ولی به یکیشون کمک خرجی میدادم :/ 

خیلی خوشگل و خواستنی بود ولی وضع مالی خوبی نداشتن ، فقط دو بار براش گوشی خریدم ، خرجی ماهانه میدادم ، پول لباس میدادم ، پول دکترشو میدادم، حتی برنامه ریزی کرده بود پول عمل زیباییشم من بدم :)))))

هر هفته پول لباس بهش میدادم ، از خودم بیشتر خرجش میکردم ...

یه وقتایی تا میگفت فلان چیزو میخوام سریع پول تو کارتش بود ک بره بخره ، نمیدونم ماهی چ قد خرجش کردم ولی تو یکسال حسابی ما رو چاپید ، البته نندازم گردن اون ، خودم دوس داشتم کمکش کنم ولی این آخریا دیگه ب مفت خوری عادت کرده بود ، یعنی میفهمیدم دیگه داره تور پهن میکنه و خوشم نمیومد از این حرکتا :/

یه بخشی از پول دخیامو خرج اون مفت خور میکردم ، واقعام پشیمونم ...

یه بار میگفت پول ندارم ، گفتم مگه دیروز بهت پول ندادم ، میگه دادم ب بابام :||||||| خرج باباشم داشت از من میگرفت دیگه :/

خلاصه یه بار شام بیرون بودیم یه حرکتی زد ک خیلی اعصابمو بهم ریخت ، از اون ب بعد دیگه یه تومن بهش ندادم ، هیچی دیگه اونم سراغی ازم نگرفت و خیلی شیک رابطمون تموم شد ، نتیجه گیری اخلاقی این اگه به کسی لطف کنی بعد از یه مدت به وظیفت تبدیل میشه ، پس حد اونو خودتونو نگه دارید ...