شبح
یادم بچه که بودم خونه یکی از فامیلا بودیم که یهو یه سایه با سرعت از جلوم رد شد، یادمه خیلیم ترسیده بودم، فک کنم یه بار دیگه هم از جلوم رد شد وقتی تو اتاق بودم اما مطمئنم حداقل یکبار دیدمش، شاید ۱۰ ۱۱ سالم بود بعد از اون هربار خونشون میرفتم منتظر بودم اون سایه ترسناک رد بشه و بره :/
یه دوست دختر داشتم اونم میگفت یکی از این سایه ها تو خونشونه حتی یه بار کاملا حس کرده بود که یه چیز گرم پاشو لمس کرده،چون چند سال دختر رو میشناختم و تو فواصل زمانی مختلف ازش حرف میزد که فلان چیزُ دیده یا حس کرده مطمئنم که تو خونشون وجود داشته :|
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۸ ساعت 15:43
توسط بیگناه
|