طرف تا اندازه فیل ده ماغ داشت اینقد دور من میچرخید و خرجم میکرد که از دستش نپرم، ده ماغش که شد دوماغ ما رو بوسید و گذاشت کنار :|

همدم روزای ده ماغیشو تنها گذاشت، محبت و عشقشم کشکی بود :/

خدایی از سرش زیادی بودم ولی چیکار کنم با کاراش مجبورم میکرد که بمونم، هر هفته یه چیزی برام میخرید :/