فردا با کوچولو قرار دارم نکته جالبش این ک اون یکیم میگه بریم بیرون ، کوچولوئه واسم اولویته برای همین یه بهونه جور کنم و اون یکیو بپیچونم :/ 

فردا کلی اذیتش کنم ببینم چشه ک باهام سرد شده ، رگ خوابش تو دستمه خخخخ ، البته میدونم چی میگه ، فشار کاراشو این چیزا ! 

حالم یه جوریه ، خوبم ولی خوب نیستم ! فکر و ذهنم خیلی مشغوله ، واقعا چرا هیچی عوض نمیشه یعنی چرا من عوض نمیشم ! از خودم خسته شدم ...