یه مربی بدنسازی داشتم خیلی سال پیش ، ب مرور با هم رفیقم شدیم مرد خووبیه ولی خیلی پرحرف و وراجه !

فک میکنم هر چی میاد تو ذهنشُ ب زبون میاره !

امشب دیدمش ، ساعت ۱۲ شب منو گیر آورده ک میخوام آلبوم بدم بیرون 🤣🤣🤣

خلاصه یکم حرف زد و بعدش شروع کرد ب خووندن 🤣🤣🤣

یعنی چهچه میزد با اون قیافه خنده دارش ، بهش نگاه میکردم میخواستم بزنم زیرخنده ، اینقد با خودم کلنجار رفتم ک نخندم ، فقط اینور اونورو نگاه میکردم ک قیافه مضحکشو نبینم با اون صداش ک شبیه صدای بچه قورباغه بود 🤣🤣🤣

یه دوره ایی میگفت میخوام کارخونه مواد غذایی بزنم تقریبا همین دو ماه قبل بود ، گفتم چ قد سرمایه دارین و اینا ، گفت یه ۸۰ تومنی دارم و فعلا با ۴۰ تومن یه سری وسیله خریدم 😂😂😂

یه دوره اییم رفته بود تو صنعت چاپ و بسته بندی 😅

جالبش اونجاست ک همیشه میگه نمیخوام کسی چیزی بدونه و فقط شمایید ک خبر دارید ، یعنی نرو ب بقیه بگو ک چ توهمایی میاد تو سرم 

مردک دیوانه 🤣