۱۰۹۵
■ از وقتی مِلون رفته منم سینگل شدم! دگ حال پیدا کردن کسیو ندارم!
■ امروز خودم رفته پیاده روی، ۶۵۰۰ قدم راه رفتم!
■ دختره گفت کلاستون از هفته آینده شروع میشه! خدا کنه فردا یهو زنگ نزنه و بگه پاشو بیا!! واقعا آمادگیشو ندارم!!
■ الان که فکرشو میکنم طلا خیلی خوشگل بود! شبیه بلاگرا و بازیگرا بود! واقعا داف بود!
عرضه نگه داشتنشو نداشتم انگار! البته خانوم تنگه دار بود، اگه اراده میکرد خیلی براش ریخته بود!! سروش نه هزار تا بهترش هستن!
هر چند که تنگه رو فتح کردم اما نتونستنم کنترلشو حفظ کنم!
■ اراده کنم میتونم بهترین ماشینو فردا بخرم، منتها عرضه اینکارم ندارم! اینقد ما رو ترسوندن الکی که جرات هیچکاری نمونده!
واحد کناریمون هر چی ماشین میخره، بهترین عشق و حالو باهاش میکنه و بعد از یه مدت با دو برابر قیمتی که خریده میفروشه و یه بهترشو میخره!!
منم از بچگی اینقد تو گوشم خوندن که ماشین خرج داره، مراقبت میخواد! آب و آتشه!! دگ شخمی نموند ک باهاش ماشین خوب بخرم و حالشو ببرم! الان ۹ ساله یه ماشین دارم!! هر چند که تَر و تمیزه اما لیاقت من بیشتر از این حرفاست! بچه هاتونو با ترس بار نیارید مگه آدم چند بار زندگی میکنه!!