* همچنان از دیشب برای مامان یکم استرس دارم و اعصابم خرابه! منم ک کسیو ندارم و دست تنهام تو تمام مشکلات!! دیشب دکتر معاینه کرد و گفت مشکلی نداره، دهم مرداد هم آزمایش داد و چیز خاصی نبود، نمیدونم والا دگ کاری از من برنمیاد ...

کاش حداقل چند نفر رو داشتم ک میتونستن در حد دلداری یا همفکری کنارم باشن!

* بازوم یکم بهتره اما فعلا اون دستی نیست ک بخوای باهاش وزنه بزنی! همچنان پماد میزنم و با کِش میبندم یا چسب فلفل میذارم روش ...

* نانا چند روزه رفته شهرشون، اما دخترش گیر داده ک برگردیم! نتایج امتحان نهایی اومده و خانوم میخواد اعتراض بزنه!! دقیقا منو یاد دخترخالم میندازه، در همون حد لوس و خودخواه!

تو رو خدا اگه بچه دار میشد یکم جنم و عرضه داشته باشید که بچتون تصمیم گیر نباشه!

* صب حوصله نداشتم ک مامانو پارک ببرم، احتمالا عصر یا شب میبرمش!