* صب مامانو فرستادم حموم، براش چای گذاشتم و رفتم نون سنگک خریدم ...

صبحانه ک معمولا نون و شیر میخوره با یه کوچولو عسلو بهش دادم!

ناهار هم خوراک مرغ بهش میدم که قبلا پختم و فریز کردم!

امیدوارم هوا یاری کنه و بتونم ببرمش پارک چون آلودست!

* هر روز با من بحث میکرد! همیشه من مقصر بودم از نظرش، هر روز میگفت برو دگ پیام نده اما من احمق میرفتم سراغش!

حالا این بحث آخر از کجا شروع شد! ۲ ۳ ماه پیش داشتیم صحبت میکردیم، من پشت خطی داشتم و کار مهمی باهام داشت، بهش گفتم عزیزم من تماس دارم، بهت زنگ میزنم خدافظ!

چند هفته با من دعوا و بحث کرده که تو گوشیو رو من قطع کردی! منتظر نموندی من خدافظی کنم، تو به من احترام نمیذاری و این حرفا!

تا اینکه چند ماه بعد نوبت به خودش رسید و دقیقا گفت ک من تماس دارم و بدون خدافظی قط کرد و رفت!

من واقعا اهمیت نمیدم ب این چیزا اما یاد اون رفتارای زشتش ک افتادم، یاد اینکه چقد گند زد ب اعصابم اونم بخاطر هیچی! منم اینا رو براش نوشتم!

لینک (عکس)

حالا نمیاد بگه ک آره ببخشید و این چیزا، باز تقصیرا رو میندازه گردن من! تو نمیشنوی به من چه! تو حواست نیست ب من چه! تو حواست جای دیگست من چیکار کنم!

ببین یه آدم چقد میتونه عوضی باشه، چیزی که برای خودش بد میدونه رو سر یکی دگ میاره اما بازم طلبکارانه رفتار میکنه! همیشه دست پیشو بگیره و با سیاست رفتار کنه! همیشه آدم بد داستان بشه سروش! بهترین شبا و روزای منو با همین رفتارا و اخلاقای گوهش خراب کرد، هر بارم ک رفت، من احمق بهش پیام دادم! ولی دگ از این خبرا نیست! اسکرین شماره سه، آخرین حرفشه و منم بهش احترام میذارم ...

چون اون از اولش رفتنی بود، آدم موندنی ک هر روز و هر شب حرف جدایی و کات نمیزنه، بهونه گیری نمیکنه!

رفتی؟! به ک... اکبر نفتی

یک

دو

سه