۵۱۳
* رفتم کلاسو برگشتم، واقعا خسته کنندست! خود معلم هم زیاد حالیش نیست ب نظرم!
* مامانم لاک پوست پیازی میخواست، براش خریدم البته نمیدونم چیزی ک بهم داد واقعا همون رنگیه که مامان میخواد یا نه!
* از تکرار مکررات خسته شدم البته همین هم خیلی وقتا یعنی خوشبختی!
* دگ هیچ وقت نمیخوام با کسی باشم، حالم از هر چی رابطست بهم میخوره! همیشه نفر آخر چنان گندی ب حال و احساست میزنه که تا عمر داری از همه متنفر میشی!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مهر ۱۴۰۴ ساعت 20:20
توسط بیگناه
|