۴۹۹
چند ماهه یه رفیقی پیدا کردم که خیلی باهم صمیمی شدیم، از من ۳ ۴ سال بزرگتر و مجرده، اونم چند ساله از مادرش مراقبت میکنه!
البته پدرش (خدا رحمتش کنه) با یکی از داییام و مادرم آشنایی داشته، همکار بودن در گذشته ...
منو این رفیقم تو یه مهدکودک بودیم، البته من یادم نمیاد چون مثلا وقتی اون ۶ ۷ سالش بوده من ۳ سالم بوده! اما اون منو خوب یادش میاد و میگه همیشه به مامانم میگفتم سروش موره! (بوره)
خلاصه بعد از سی و چند سال دوباره باهم آشنا شدیم، خیلی پسر بامحبت و آدم حسابیه! یجورایی بهم میخوریم خصوصا از نظر شخصیتی و خونوادگی ...
اونم ورزشکاره، اهل دود و الکل نیست! با کرایه هایی که میگیرن از خونه و مغازه، حقوق بازنشستگی مادرش و حقوق پدرش (بعد از فوت) زندگی میکنن، ماشالله همه چیم داره، زمین و چند تا خونه و مغازه ...
خدا بیشتر بهشون بده، لیاقتشو داره واقعا ...
فقط حیف مغازه رو کرایه دادن، اگه دست خودشون بود روزی ۱۵ ۲۰ تومن کاسب بودن ...
خلاصه تنها و شاید اولین رفیق همجنسی ک دارم ایشونه!