بدترین عارضه ایی که از بیماری های مادرم براش پیش اومد قطعا از دست دادن بخشی از حافظشه ...

خیلی براش غصه میخورم که اینجوری شده، انگار هیچی یادش نمیمونه یا فقط قسمتی از یه واقعه ممکن تو ذهنش بمونه و فراموشش نشه ...

حتی گاهی با شک و شبه در مورد مرگ دخترش حرف میزنه، امشب بهم میگفت بعضی از شبا فک میکنم که واقعا خواهرت رفته یا هستش ...

سه شنبه وقت دکتر داره حتما باهاش مشورت میکنم تو این زمینه ...