۴۲۰
* نمیدونم چرا اینقد خستم! دیشب تقریبا ۹ ساعت خوابیدم اما همچنان بدنم له و کوفتست و به لالا احتیاج داره!
* علی با یه زن دوست بوده، طرف میگفته تدریس خصوصی داره و علی اینو میرسونده تا خونه شاگرداش و منتظر میمونده خانوم بیرون بیاد و دوباره برسونش در خونش!
خلاصه علی بعدا میفهمه زن بجای تدریس آن کار دیگر میکرده!!
و خاطرات بی پایان علی!
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 12:19
توسط بیگناه
|