۲۴۱
حوصلم نکشید و حدودای ۶ و ۲۰ دقیقه یا یکم دیرتر رفتم تو پارکی که روبروی آرایشگاهه پیاده روی کردم تا مامانم بیاد ...
حدودای ۶ و ۵۵ دقیقه بهم زنگ زد که کارش تموم شده, گفتم همینجام و بیا بیرون! ۹۰۰ تومن ازش گرفته بود اما ارزش داشت ...
گفت ببرم خونه خواهرم (نزدیکیم), دگ بردمش اونجا, چون سر و صورتشم شسته بود و تمیز بود دگ نیازی به حموم نداشت...
این ماموریتم با موفقیت انجام شد, البته دگ نتونستم عصر جایی برم ...
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۴ ساعت 19:18
توسط بیگناه
|