علی به طرز ناگهانی و یهویی اومد در خونه, چند ساعتی با هم بودیم و رفت!

بنده خدا یکم ناراحت بود, دوست دخترش بهش گفته مثه هاردی (چاق) شدی!

فک کنم طرف میخواد باهاش کات کنه, جنس زن وقتی میخواد ولت کنه هر چیزیو به عنوان ایراد بهت غالب میکنه تا تو رو پس بزنه و مقصر قلمدادت کنه, اینقد ایرادای من درآوردی ازت میگیره و یا اشکالای کوچیکتو بزرگ میکنه و تو سر و صورتت میکوبه تا تو (پسر) به این نتیجه برسی, براش کم بودی و حق داشته که بره!

علی یه مدت هله و هوله خورده و حالا یه کوچولو شکمش در اومده, مثلا تو خودت چه تحفه ایی هستی که از مردم ایراد میگیری! اصلا تو چه خری هستی که به خودت اجازه میدی از ظاهر دیگران انتقاد کنی!

من که چند ماه سینگلم اما اگه یروزی با کسی باشم حتما از حربه ایراد گرفتن استفاده میکنم! هم خودمو بالا میبرم و هم میزنم تو سر اون تا فک نکنه کسیه! اینجوری همیشه غلام حلقه به گوشم میمونه! دخترا دقیقا همینو ازت میخوان که تا ابد وفادار باشن بهت ...