طرف یکساله هر روز زنگ میزنه و از توهماتش برای فروشگاه لباس حرف میزنه، میگه توام شریکم شو!! منم گفتم باشه تو مغازشو بگیر من پشتتم!!

هر بار زنگ میزنه میگه ۳ ۴ ماه دیگه منتظر خبرم باش که کارو شروع کنیم!!

بار آخر که زنگ زد گفتم ببین دادا من کلا دارم میرم یه شهر دیگه زندگی کنم، نمیتونم باهات شراکت کنم ببخشید!!

مردک خجالت نمیکشه، فقط داستان سرایی میکنه!! آخه حمال تو رو چه به فروشگاه زدن :|