امروز سوار ماشینه یکی از آشناها بودم، من جلو نشسته بودم و حواسم به گوشیم بود ...

رسیدیم به یه سربالایی، طرف گازشو گرفته بود و با سرعت میرفت بالا!! 

همینجوری که داشت با سرعت میرفت یهو به دست انداز رسیدیم (وسط خیابونو کنده بودن) اینم بجای ترمز و کاهش سرعت یهو فرمونو چرخوند و انداخت تو لاین روبرو :|

چنان با سرعت فرمونو چرخوند که از دست انداز رد شه من افتادم تو بغلش (کمربند نبسته بودم) همونجوری ک تو بغلش بودم گفتم چیکاررررر دارررری میکنننننی، همزمان یه ماشینم از روبرو به سمت پایین میومد سرعت اونم تقریبا زیاد بود، کم مونده بود شاخ به شاخ بزنه بهش :|

ماشین روبروییه هول شده بود و فرمونشو میچرخوند!! اینم گازشو گرفته بود و میرفت تو شکمش، خلاصه ماجرا که تموم شد گفت، دیدی من نترسیده بودم اما اون(ماشین روبروییه) ترسیده بود :||||| 

کم مونده بود به کشتنمون بده :|