یاد دوران دانشگاه افتادم، باید اعتراف کنم آدمای اونجا بیشتر مورد پسندم بودن و میتونستم باهاشون ارتباط بگیریم، دوستای خووبی اون زمان داشتم ک دیگه ازشون خبری ندارم ...

واقعا من نفهمیدم چطوری زندگی کردم تا به اینجا رسیدم، لعنتی یه آدم چقد بی هدف و بی انگیزه میتونه باشه!!

چشم و دلم سیره، هیچی برام انگیزه ایجاد نمیکنه که بخوام بخاطرش تلاش کنم نه به این معنا که نشه بهترین از اینا رو داشت اما قانعم و زیاده خواه نیستم، میخوام کجا رو بگیرم مگه!!

این طرز فکر خووبه اما نه تا جایی که مانع پیشرفت و تلاشت بشه، متاسفانه من کلا دست شستم و بیخیال خیلی چیزا شدم، اکثر هم دوره اییای من تو مشاغل سطح بالا استخدام شدن و الان سابقه بالاییم دارن ...

چی شد که اینجوری شد؟!