مستقل
یکی از دلایلی ک به فکر استقلال مالی و کاری بودم این بود ک اهل تملق و چاپلوسی برای احدی نبودم و نیستم، آدم مغرور و جدیو معمولا برای پیشبرد اهدافشون دوس دارن چون میدونن بهتر از بقیه کارشو انجام میده و بدردشون میخوری اما بهت پر و بال نمیدن و سعی میکنن همونجایی ک هستی نگهت دارن ...
تو یه گیم اونی که صاحب گروهه کسایی که باهاش گرم میگیرن و دستمال به دست میرن خدمتشو دوس داره و بهشون مقام میده و مثلا میکنه جانشین خودش، تو یه فروشگاه اونی که زیرآب بقیه رو میزنه و خبرچینی میکنه میشه مسئول فلان بخش فروشگاه، تو مدرسه اونی که پاچه خوار بود و خبرپراکنی میکرد میشد مبصر و این جریانو تعمیم بدید به همه جا ...
مثلا من یادمه تو فلان فروشگاه کار میکردم، فلانی با دو ماه سابقه کاری بیشتر از من، مثلا برای فروش هر تیکه پورسانت ۱۵۰۰ تومنی میگرفت اما منی که فروشم چند برابر اون بود و اصلا از هیچ نظری با من قابل مقایسه نبود برای هر تیکه ۱۰۰۰ تومن میگرفتم، چرا؟!
چون پاچه خواری هیچکسو نکردم، شاید خیلیاتون تو محیط کار نبودید اما یه روزی که وارد شدید میبینید چه خبره، هیچکس حتی اونی که میگه رفیقته بهت رحم نداره، برای چاپلوسی و خودشیرینی خشتک خودشونو پاره میکنن و سعی در له کردن بقیه دارن، باند بازی و گروه بازی میکنن که بقیه رو پایین بکشن و خودشون بالا برن، فرق نداره شغلت چیه این داستانو سرت پیاده میکنن حتی اگه کارگر ساختمون باشی میخوان تو دو تا فرقون بیشتر جابجا کنی یا اگه پرستاری شیفتاتو بیشتر میذارن و هر شغلی ک فک کنی از این چیزا داره ...
با همه اون تبعیض ها جنگیدم و زیر بار حرف زور و بی ربط نرفتم اما به خودم گفتم چرا؟! این همه جنگ اعصاب برای چی؟! همه ازم متنفر بودن چون تو محیط کار به هیچکس باج نمیدادم، زورشون بهم نمیرسید اما خودمم از تنش خسته بودم ...
آره مجبور بودم از یه جایی شروع کنم اما با فکر و درایت خودمو بالا کشیدم، الانم که صب تا شب بیکارم، زندگیم در جریانه و درآمدمو دارم، میخورم و میخوابم و دستم جلوی هیچکس دراز نیست، خر حمالیامو کردم که به اینجا برسم ولی دستمال برای کسی دست نگرفتم ...