جمعه از تو کوچه رد میشدم ، یه دختر و پسر داشتن حرف میزدن ، انگار بحثشون شده بود ، واقعا برام عجیب بود اون عروسکو چطوری داده بودن ب اون چاق خرس سیاه :/ 

دختره واقعا بیست بود ، بیستم رد کرده بود :| 

یه بچه چهار پنج ساله هم داشتن ، ولی جوون بودن انگار زود ازدواج کرده بودن! 

خدا بده شانس ، عروسک برای مترسک ...