قدیما خیلی کاری و زرنگ بودم شاید حسرت یه خواب راحت و طولانی به دلم مونده بود، تقریبا روزی ۱۲ ۱۳ ساعت بیرون و مشغول کار بودم البته یه بخش زیادیش حمالی واسه این و اون بود اما این وسطا یه کارایی واسه خودم میکردم...

یادم ۴ ۵ سال قبل از  راه آبلیموگیری کلی پول درآوردم، شاید تو ۴ ماه پول دوتا پرایدُ در آوردم البته دو تا کارگر داشتم و خودم فقط لیمو میاوردم، اون دستگاهاشم اجاره کرده بودم ...

خیلی زرنگ و تشنه پیشرفت بودم از هیچکاری ترس نداشتم با اینکه سطح خونوادم پایین نبود اما تو مغازه مردم حمالی میکردم خیلیا از اینکارا نمیکنن اما من میکردم، الان انگار بازنشسته شدم فقط دنبال سرمایه گذاری و خرید و فروش میگردم و خیلی علاقه ندارم بیوفتم تو کار، حقیقتا از بیکاری خسته شدم اما حوصله کار کردنم ندارم :/

تو خونه بشینی و پول بیاد تو حسابت مگه بده ؟؟؟ الانم اراده کنم ماهی خدا تومن کاسبم اما حالش نیست :/