کوچیکه امروز کلی سلفی برام گرفت و فرستاد ، دلم براش تنگ شده بود ، قربونش برم من ، خیلی دوسش دارم ...

کلی قربون صدقم رفت و انرژی مثبت برام فرستاد ، اصلا هر کی قربون صدقم بره من عاشقش میشم دست خودم نیست :)) 

امشب مهمونی دعوت بودن و رفت ، دلم براش تنگ میشه خیلی زیاد ...

بزرگتر از کوچیکه هم رفته بود مغازه دوستش ، میشینن حرفای خاله زنکی میزنن :))

بزرگتر از این بزرگه هم امروز کلی مسیج داد و حالمو پرسید و گفت فردا بریم پیاده روی ، نمیدونم برم یا نرم ! 

بزرگتر از این بزرگه هم کلا امروز نبودش همین دو سه دقیقه قبل مسیج داد هنوز نخوندمش ، این سرش خیلی شلوغه کاش بشه ببینمش دلم تنگه براش ...

کوچیکتر از این بزرگ آخری هم ک امروز دیدمش دیگه :/