یارو خونوادهه اومده قسطی اونم از رو حساب یکی دیگه خرید کنه، از شانس بد من ، خوردن ب پست من ! از اینایی ک الکی کلاس میذارن و فک میکنن چه خبره ! یه دختر و دو تا زن پیر با دو تا پسر جوون !

شاسکولا میرن تو اینستا تن چند تا مدل و مانکن کت و شلوارای چند هزار دلاری میبینن بعد میان دنبالش بگردن ! آخه یکی نیست بگه قناص تو رو چه به این تیپ و استایل ، دست دراز ، شونه کم عرض ! هیکل خالی نه سینه ایی نه شونه ایی نه کتف و کولی ، دیلاق دراز بدقواره اومده کت و شلوار سفارشیم میخواد ، آخه تو باید کل زندگیتو بفروشی ک اونو بتونی بخری ! 

دختره با اون کله آبیش و تتوی روی قوزک پاش با اون دماغ عملیش یه قیافه ایی میگرفت انگار از چی افتاده پایین :| 

بخدا از رو اجبار باهاشون حرف میزدم وگرنه میکشیدم زیرشونو مینداختمشون بیرون از اونجا ، به لطف اینترنت هر چی غارنشین واسه ما آدم شده و تِز میده ! 

میگه کت و شلوار پارچه سوزنی میخوایم منم ده تا دادم تن پسره، دختره دست میکشه به پارچه کُت و میگه میخوام پارچش زبرتر باشه، منم خیلی تخس گفتم میگه میخوای باهاش پیاز رنده کنی، دختره فقط توشون گیر بود و اذیت میکرد بقیشون یکم نرمالتر بودن ! 

از اونور باهاش حرف میزدی انگار داره با نوکر خرباباش حرف میزنه، حالا قیافش زیر صفر بود ! فقط یکم جلف کرده بود با اون صورت نچسب یخش، خیلی جلوی خودمُ میگیرم متلک نندازم و جواب ندم، وگرنه اینا رو باید انداخت بیرون ! 

آخرش یه کت و شلوار و پیراهن بهشون دادم ، پارچشم سوزنی نبود ! 

آخرشم حرف ، حرف خودم شد !

برعکس اینا یارو زن و شوهر یه پیراهن میخواستن ، چقد خوش برخورد و محترم بودن، زن خوشگل و خوش برخورد ، شوهر مودب و باشخصیت، رفتار مودبانه واقعا حال کردم براشون ، نیم ساعت باهاشون بودم اما چیزی سایز مرد پیدا نشد ک خوشش بیاد ، یکم چاق بود ! آخرشم رفتن ولی حال کردم باهاشون ، از اینکه وقتمم گرفتن و چیزیم نخریدن اصلا ناراحت نشدم :)